زنان سفیدپوش حلوای نذری درست میکردند

عقل-احساسباران:

من قصد رفتن به زیارت حضرت معصومه(س) و بعد دیدن کسی که تازه باهاش آشنا شده بودم در شهر دیگری رو داشتم. این شخص مردی بود که درسفرقبلم با اون آشنا شده بودم و مثل دوست شده بودیم؛ اما شوهرم خبرنداشت. من مسئله سفر زیارتی رو مطرح کردم غافل از اینکه شوهرم از ارتباط تلفنی این شخص با من اطلاع داشته و بروز نداده .
شب رحلت حضرت معصومه (البته نمی دونستم که رحلت حضرت معصومه است)؛ یعنی یک شب قبل از سفرم خواب دیدم در یک مسحد بزرگ مثل صحن جامع رضوی هستم و همه مردم مشغول پخت نذری هستند. انگار از همه شهرهای ایران بودند.زنها لباس سفید پوشیده بودند و توسط شخصی که خیلی به ایشان احترام می گذاشتند، پیرمردی با چهره نورانی هدایت می شدند. اکثر نذریها حلوای مسقطی بود که در آن از پسته استفاده شده بود. من از آن پیرمرد نورانی اجازه خواستم که کمک کنم. آن شخص هم اجازه دادند و به دست من یک بشقاب حلوا دادند وگفتند به فلان محله ببر. ولی من گفتم آن محله پراز حیوانات وحشی است، ولی ایشان شخصی را به همراه من فرستادند و گفتند با او برو مواظبت خواهد بود. من آن شخص را نمیدیدم ولی حس میکردم شبیه آن آقایی است که دوست من است. با هم به میان حیوانات درنده رفتیم؛ ولی آنها بادیدن شخصی که همراه من بود به من نزدیک نمیشدند. باهم ازمیان آنها گذشتیم و نذری را در یک محله بازار مانند پخش کردیم. بعدازخواب بیدارشدم.
من به سفرنرفتم چون شوهرم باخبربود که برای دیدن آن شخص که فقط یک دوست ساده بود که در جریان سفر قبلم که تنهابودم و تصادف کردم به من کمک کرده بود،به آن شهر هم میروم و مرا از نیمه راه برگرداند. بعد از آن ماجرا مشاجرات لفظی من و شوهرم که از مدتها پیش وجود داشت بالا گرفت و بالاخره بعد از یک ماه ا زهم جدا شدیم و من هنوز منتظرم تا در فرصت مناسب به زیارت حضرت معصومه بروم . لطفا خواب مرا تعبیر کنید.

تفسیر:

با عصبیت و احساسات سامان نیافته وارد بحرانی شدید که نتیجه آن جدایی از همسرتان بود. این خواب راه عبور از بحران و رهایی از چنین مخمصه ای را نشانتان می داد.
آن پیرمرد نماد عقل پرهیزگار و زنان ایرانی سفید پوش نماد احساسات سامان یافته است. در حقیقت، پیرمرد چشمه ای از خرد را که درونتان دارید نشان می دهد که می توانستید با اتکا به او از سخت ترین شرایط عبور کنید. زنان هم از اقوام مختلف ایرانی هستند تا بحث فرهنگ و رسوم را نشان دهند. شما هنگامی که بخواهید دست به اقدامی مغایر فرهنگ و آداب بزنید و به قولی سنت شکنی کنید، لازم است چنان تصمیمی از مجرای عقل پرهیزگار و احساسات سامان یافته تان بگذرد؛ یعنی ابتدا ببینید آیا چنان عملی از نظر عقلی صحیح است. بعد ببینید آیا نفستان رنگ بی رنگ دارد یا نه تعلقات دنیایی است که شما را به آن وا می دارد. مسجد و شباهت آن به صحن جامع رضوی همین معنا را منتقل می کنند. دل باید شست از تعلقاتی که آدم را به دور دست ها می برند. در حقیقت، معنای نذری هم در همین چارجوب تفسیر می شود. آیا کسی که نذری می دهد می ایستد تا شما از او قدردانی کرده و مراسم سپاسگزاری به جای آورید؟ آیا چون آن مرد در حق شما محبتی کرده بود، دلیل می شد تا بخواهید برای دیدارش به شهری بروید و خرق عادت کرده و آن همه بحران و تنش ویرانگر را به جان بخرید؟ گاه می شود مناسبات را با فرهنگ سنجید و راهی میانه برگزید، بی آفت و شبهه تعلق خاطر!
اما، این پیام اول خواب بود. پیام مهمتر مربوط به بحرانی است که شما آن شب دیگر در بطن آن قرار داشتید. همسرتان خبر داشت و همه چیز مهیا شده بود تا طوفانی ویرانگر آغاز گردد. حلوای مسقطی و پسته راهکار شما برای عبور از میان حیوانات درنده را نشان می داد. دوست خوبم، حلوای مسقطی خوراکی لذیذ و راحت الحلقوم است. یعنی رفتاری خوشایند و انعطاف پذیر داشتن. به عبارت بهتر، حلوای مسقطی نشان می داد باید در برابر عصبیت طرف بر نیاشوبیدو خوشایند و وانعطاف پذیر باشید. پسته نیز آجیل خندان است و به ارسال انرژِی مثبت اشاره دارد. همچنین همراه شما مردی بود که او را نمی دیدید اما فکر می کردید شبیه دوستتان است. مرد نماد عقلانیت و شباهتش به دوستتان یعنی کسی که سعی می کند با روی خوش برابر صحنه تصادف کمک کند و بحران را خاتمه بخشد. آیا شما این معنا را درک کردید؟
هنگامی که در چالش قرار گرفتید باید رفتاری انعطاف پذیر، مثبت اندیش و دیپلماتیک از خود بروز داده، مانع از شعله ور شدن آتش نفاق می شدید. اما شما پیام را نگرفتید.
دوست عزیز، آن حیوانات وحشی روی واقعی احساسات شما را بازتاب داد. به جای آن که زنانی با لباس سفید باشند، بدل به حیواناتی درنده و خشماگین شدند. آیا این راهش بود؟ می توانستید با سوی مثبت و ارزنده شخصیتتان همه چیز را حل کنید، اما گرفتار سوی تاریک وجودتان شدید و سوگند وفاداریتان و پایبندی تان در هم شکست و میان شما و همسرتان جدایی افتاد. بهانه نیاورید. مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و آن پیرمرد نورانی و زنان سفید پوش را در وجودتان باز یابید و با چرخش به سمت سوی نورانی شخصیتتان زندگی جدیدی را این بار آگاهانه و با سلوک دانشمندان شروع کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code