دعوای برادرها

خجالتی-ترس-بیطرفیحمید:

سلام من خواب دیدم جایی پنهان شدم و برادر کوچک و بزرگترم با هم مشاجره کردند و بعد برادر بزرگم او  را هل داد و وی از پله ها افتاد و انگار جان سپرد و بعد برادر بزرگم او را در آغوش گرفت تا جهت کمک به جایی برساند.
از محضرتان تقاضا دارم تعبیر نمایید.

تفسیر:

در قسمت سوم ارباب حلقه ها، هابیت ها گرفتار مردی به نام گالوم شده اند. موجودی که روزگاری یک هابیت بود؛ اما تحت تاثیر حلقه سرشتی سیاه پیدا کرده و از جامعه رانده شده بود. درون گالوم آکنده از ترس بود و جدالی میان خودبینی و انسانیت وجود داشت. دوست خوبم، هنگامی که گرفتار ترس ها و خودبینی ها شویم، یادمان می رود که دیگران چه معنایی دارند و چقدر مهم است آدم ها نسبت به هم متعهد باشند.
در رویای شما، راز اصلی در پنهان شدنتان نهفته است. چرا از پناهگاهتان خارج نمی شوید و از جدال میان دو برادرتان ممانعت به عمل نمی آورید؟ زمانی که حادثه رخ داده باشد، دیگر حکایت نوشدارو پس از مرگ سهراب است. برادر بزرگتر چه چیزی را می خواهد نجات دهد؟
حمید عزیز، ترس ها و دلواپسی هایتان را مهار کرده و مسئولانه با مسائل برخورد کنید و اجازه ندهید کوتاهی شما باعث شود تا از مسئله ای کوچک بحرانی بزرگ پدید آید. مسئول باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code