تعبیر خواب اتوبوس موتورسوار را زیر گرفت

مسئولیت پذیریهاوا:

خواب دیدم یه جای ناآشنا با مامانم و خاله م و … هستیم بقیه یادم نمیاد!!

صحنه بعدی دیدم تو اتوبوسم!

ردیفای وسط نشسته بودم!برادرم و دو تا اقای غریبه هم تو اتوبوس بودن!یکی جوون بود یکی مسن! فقط ما بودیم بعد یهو ماشین راه افتاد!

با سرعت زیاد داشت منحرف می شد!

اتوبوس راننده نداشت! صحنه بعدی یهویی پریدم پشته فرمون بعد یادم اومد من رانندگی بلد نیستم که!!!نه برادرم نه اون دو تا آقا هیچ اقدامی نکردن با اینکه هی می گفتم من رانندگی بلد نیستم!

بعد ماشین رفت تو یه جاده جنگلی احساس کردم جنگل سرخه حصاره!

مسیر پیچ در پیچ با شیب تند شد. من عملاً دیگه کاری نمی کردم اول یه آقای موتوری رو زیر گرفتم بعد فک کنم به یه درختی چیزی خورد بعد هم وارد یه محوطه ای شدیم که کلی آدم بود. چادرهایی مثله چادر سیرک بود. من اینجا کلی تلاش کردم تا مردم آسیبی نبینن و اتوبوس رو منحرف کردم به سمتی که آسیبی به مردم نخوره و خب مشکلی پیش نیومد!تمامِ این اتفاقات در کسری از ثانیه اتفاق افتاد!

بعد پلیس اومد من توضیح دادم چرا نشستم پشت فرمون و گفتم گواهینامه ندارم و اصلاً رانندگی بلد نیستم!

پلیس گفت:اشکالی نداره و من تعجب کردم اینُ گفت!

بعد پرسیدم فک کنم یکی با اتوبوس تصادف کرده گفت همین طوره!

دو تا خانوم پلیس اومدن من رو به زور ببرن من گفتم دستم رو نکشید من خودم میام و از پشت سرشون رفتم. اینجا یه خانومه آشنایی هم همراهم بود که یادم نمیاد کی بوده!خیلی راحت و ریلکس بودم چون می دونستم مقصر نبودم!

من چون خوابهایی زیادی تا به حال دیدم که یه جورایی به حقیقت پیوسته و رویای صادقه بوده! هر خواب بدی که می بینم فک می کنم الانه که اتفاق بیفته و زندگیم فلج میشه راستش!

 

تعبیر خواب:

بهانه را کنار بگذارید و مسئولیت را بپذیرید-مسئولیتی نه تنها در برابر خودتان، بلکه در قبال کسانی که پیرامونتان هستند و شما می‌توانید در سرنوشتشان موثر باشید. هنگامی که جوجه عقاب به مرحله پرواز می‌رسد، باید فکر لانه امن را رها کرده و با بالهای گشوده زندگی را بسازد. جنگل همین معنا را نشان می‌دهد. شما به مرحله‌ای از بلوغ رسیده‌اید که در قبال زندگی دیگران مسئول شده‌اید. حال باید رانندگی اتبوسی را به دست بگیرید که سرنوشت دیگران را رقم می‌زند. بهانه جایز نیست، نگاه کلاسیک و خشک منطقی را کنار بگذارید. در جنگل کسی از گرگ مادر گواهی نامه نمی‌خواهد او باید بتواند شکار کند تا زندکی توله‌هایش را حفظ نماید. مهارت‌های طبیعی زندگی در شما وجود دارد پس آنها را باور کرده و نقش آفرین باشید. زندگی سیرک نیست، مزحکه نیست و زمانی که از قلبتان کمک می‌گیرید نشان می‌دهید قادر هستید مسیر اتوبوس را عوض کنید.

دوست خوبم، وقتی می‌خواهید دستتان را از درون دستان پلیس بیرون بکشید این کار را می کنید. یعنی توانایی انجام کار را دارید. پلیس اشاره به قواعد زندگی دارد- قواعدی که اگر مراعات نشوند موجب آسیب و بازخواست می‌گردند. کسی که با موتور در بزرگراه تک چرخ بزند باید منتظر عواقب آن نیز باشد.

شما قادر هستید تغییر را ایجاد کنید. شما یک ناخدای ذاتی هستید و می توانید به دیگران کمک کنید راهشان را گم نکنند. جاده ناهموار جنگلی به این قابلیت وجودیتان اشاره دارد. نکته اینجاست که نباید شانه خالی کنید و کنار بکشید. در برابر مسائل اطرافیانتان مسئول و هوشیار باشید. تلاشتان را که بکنید همه چیز درست می‌شود.

 

هاوا:

ممنون از تعبیر خوبتان!

خیلی خوب و درست بود… فقط چند سوال دارم از خدمتتان!

در تعبیر خوابم اتوبوس به معنای مسیر زندگیه؟سرعت زیادش چه معنایی داره؟ شما به آن دو مرد غریبه ای که در اتوبوس بودند و تصادف با مرد موتور سوار اشاره ای نکردید!

می گویید من قابلیت پذیرفتن مسئولیت زندگی دیگران را دارم ولی من رانندگی بلد نبودم که؟!

اینطور نمیشه تفسیر کرد که مسئولیت چیزی را به گردن من انداخته اند که قابلیتش را ندارم؟

 

پاسخ:

آدمها وقتی در تنگنا قرار می‌گیرند قابلیتهای وجودیشان را نشان می‌دهند. سرعت زیاد، نواخت پر شتاب مسائل را نشان می‌دهد که برای فائق آمدن بر آنها سرعت و دقت در تصمیم گیری لازم است. دو عدد یکپارچگی است و سوی چپ و راست یعنی احساس و منطق را نشان می دهد. برای تسلط یافتن در امور لازم است فرد هم از نظر احساسی و هم منطقی آمادگی لازم را به دست آورد. آن مردان غریبه به قابلیتهای وجودیتان اشاره دارد که بر خودتان آشکار نیست. توانایی‌هایتان را بشناسید و به آنها اعتماد کنید. شما در کوران مشکلات تازه خودتان را کشف می کنید.

رانندگی بلد نبودید یعنی خودتان نمی دانید چقدر توانایی دارید. به استقبال زندگی بروید تا ظرفیتهایتان خود را نشان دهند.

مرد موتور سوار اشاره به ویژگیهای فردگرای شما دارد. برای کسی که قابلیت تیم ورک و فعالیت تیمی دارد، به خلوت خود فرو رفتن نوعی خودکشی محسوب می شود. در جمع جایگاه تان را جستجو کنید. خواهید دید که بسیار فراتر از انتظارتان توانایی دارید.

۲ نظر

  1. با سلام و تشکر از سایت خوبتون، من خواب دیدم با یکی از دوستای دوران دبستانم (که من همیشه از خودم میروندمش ولی الان اونو خیلی سرتر از خودم میبینم و بعضی وقتا تو فیسبوک چکش میکنم ولی ادش نمیکنم به خاطر اعتماد به نفس پایینم نه غرور) داریم تو یه کوچه گلی می دویم تا به اتوبوس برسیم، می پیچیم سمت چپ بعد اتوبوس رو می بینیم یه کم دنبالش می دویم تا اینکه نگه میداره و درش باز میشه ولی یادم نمیاد که سوارش شدیم یا نه. بعد می رسیم به یه آموزشگاه، یه جایی مث کلاس کنکور. اونجا کفشامونو تو حیاط در میاریم و میریم تو تا ذوستم کارشو بکنه. موقع برگشت میبینم کفشام که تازه هم خریده بودمش و چرم و قهوه ای بود، نیستش. بعد کلی حیاط رو گشتم و یکی دوتا کفش که شبیه مال خودم بود رو پوشیدم و دیدم نه اینا نیس. به یکی مظنون شدم که اونجا دانشجو بود و هم اتاقی یکی از هم خوابگاهی هام. (تو دنیای واقعیت هم خوابگاهیم بود و وجه مشترکش با اون دوست دوران دبستانم این بود که از نظر تحصیلی و اجتماعی ازم بالاتره). خلاصه به مدیر اونجا (یه آقای کچل با ریش پروفسوری و عینکی و قدبلند) میگم و میریم اتاقشونو میگردیم و من کفشامو از تو کمد همونی که بهش مظنون بودم پیدا میکنم و بهشون میگم: “کاش کار هم خوابگاهیم نباشه آخه ما تو دوران کارشناسی باهم بودیم. ” کفشا رو میپوشم و برام یه کم بزرگه. با مدیر میایم و دم در که میرسیم کفشا رو در میارم و جوراب میپوشم بعد دوباره کفشامو می پوشم. از در که میایم بیرون یه سری باریگرای معروف میان از جلومون رد میشن بهشون سلام میکنم بعضیاشون جوابمو میدن بعضیاشون نه. و خیلی خوشحالم که کفشامو پیدا کردم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code