اجازه گرفتن برای چند تکه نان

نان_بربریفرزانه:

سلام,دو بار خواب دیدم که به خونه اقوام (زن عموم) رسیدم همه انجا چندین نان داشتن و با خود به خانه میبردن من با خودم گفتم اول اجازه از زن نان پز میگیرم بعد نان برمیدارم أما به من اجازه نداد و من گریه کردم أما باز به گریه های من توجه نکرد البته نان پز مادر زن عموم بود که چند سالی است که فوت کرده أما چهره أش در خواب با چهره واقعیش فرق کرده بود.

تفسیر:

فرزانه عزیز، خوب بودن هزینه دارد. این واقعیتی است که در فرهنگ ما به آن توجه نشده و آدم ها فکر می کنند که چون کار خوبی انجام داده اند باید پاداش بگیرند. اما، بیایید کمی تامل کنیم، پاداش خوبی یازده امام ما شهادت بود. آیا جز این است؟ پس، خوبی هزینه دارد و بعضی وقت ها می تواند هزینه خوب بودن ما بسیار سنگین باشد.
در رویا شما کار درست را انجام داده اید؛ یعنی از زن اجازه خواسته اید و به هر دلیل او چنین اجازه ای نداده است. بله، اگر می خواستید بدون اجازه عمل کنید، شاید هیچ کس هم مانع شما نمی شد. این رویا با الفبایی ساده نشان می دهد، وقتی برای حرکت در طریقت حق گرفتار محرومیت می شوید، این هزینه را بپذیرید و دیگر زانوی غم بغل نکنید. زنانی هستند که با زیر پا گذاشتن اصول زندگی به خیلی چیزها می رسند، نگاه می کنی، خانه، ماشین، امکانات، همسر، شهرت و… خیلی چیزهای دیگر را دارند؛ اما، آیا آن داشته ها چیزی فراتر از مادیاتی کم بها هستند.
معنویت گوهری است که به هر کس ندهند. دوست عزیز، حسین جان شریفش، زندگی عزیزانش و حرمت خانواده اش را فدای طریقتی که باور داشت کرد. ما چرا این قدر گرفتار ضعف نفس شده ایم و زمانی که به خاطر خوب بودنمان از چیزی (در حد چند قرص نان) محروم می شویم، فرو می پاشیم.
استوار بایستید و باور داشته باشید، گوهر درون بسیار بیش از تنقلات دنیا می ارزد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code