آیا چنین لیوانی در لندن هم وجود دارد؟

مغلطهمیلاد:

من همه مطالب سایت شما رو از سال پیش تا امروز دنبال می کنم یک مدت هم که متاسفانه نبودید! ولی خدا رو شکر چند وقتی خوب به فعالیت در عرصه خواب پرداختید.
من کمی با علم (کاربرد کلمه شبه علم بهتره) آشنا شدم همین آشنایی اندک رو هم مدیون سایت شما هستم. البته خودم هم مطالعاتی در این زمینه داشتم (تفسیر خواب فروید ،‌ انسان و سمبول هایش از یونگ(.
خوابی که دیدم شاید مسخره به نظر بیاد ولی… به قول فروید خواب هایی که فراموش نمی شن از اهمیت بیشتری برخوردار هستن…  خواب دیدم روزی پدربزرگم اومد کنارم و به من گفت خوابم نمی بره. گفتم چرا؟
گفت دیروز در متروی تهران با کسی صحبت می کردم و مغلطه ای برام پیش اومده!  (لازم به ذکر است نتونستم تشخیص بدم کدوم پدربزرگم بودن چون ویژگی هر دو رو داشت! و جالب تر از اون بعید می دونم پدرم بزرگم مترو سوار شده باشه)
ازش خواستم بیشتر توضیح بده…
اونم به من یک لیوان رو نشون داد و گفت چطور می تونی به یقین برسی که همچین لیوانی در لندن هم وجود داره؟
من گفتم اصلا آدم چه نیازی داره که به این یقین برسه که لیوانی مثل این در لندن وجود داره؟!!
اون گفت به هر حال باید روشی وجود داشته باشه…من گفتم هیچ روشی وجود نداره…
ما حتی اون چیزی رو هم که می بینیم نمی تونیم به یقین برسیم. دانشمندان با دیدن یک نور می فهمند یک ستاره در آسمان وجود داره ولی بعدا می فهمن اصلا این ستاره وجود نداره چون نوری که می بینیم مربوط به چندین میلیارد سال پیشه!!!
راستی یادش بخیر تقریبا سال پیش همین موقع ها بود که یک خواب برای شما فرستادم، تقریبا ۲ ماه بعد جواب رو گرفتم. جالب اینجاست همون روزی که فرستادید جواب رو خوندم  D:

تفسیر:

در تشخیص مرز میان محکم و متشابه دچار مشکل شده اید و به این دلیل حالت سرگردانی و تحیر دارید. در آغاز ایمیلتان نوشته اید: « من کمی با علم (کاربرد کلمه شبه علم بهتره) آشنا شدم» همین عبارت ساده، مصادق صریح رویای شماست.

علم ماهیتی پیوسته و در درازای زمان معتبر دارد. نماد پدربزرگ برای همین در خوابتان وجود دارد. پدربزرگ موجودی است که از ده ها سال پیش وجود داشته و همچنان هم وجود دارد. نیوتن هم سقوط یک سیب را دید و شما هم می بینید.

در رویای شما مترو و نور ستاه نیز با هم شباهت معنایی دارند. مترو در مسیر خود به نحو پایداری حرکت می کند و نور ستاره نیز همین گونه است. علم به ما اطلاعاتی برای کنترل و چیره شدن بر طبیعت می دهد. درست مانند لیوانی که پدربزرگتان نشان می دهد. درون لیوان ما آب را مهار می کنیم تا بتوانیم از آن بنوشیم و بهره ببریم.

مغلطه در واقع، شک های غیر منطقی است که در ذهن شما رشد می کند و آرامشتان را بر هم می زند. مغلطه به این دلیل است که شما درست به یکپارچگی مفاهیم دقت نمی کنید. برای همین نیز نمی توانید تشخیص دهید پدر بزرگتان پدر مادریتان است یا پدریتان!

دوست خوبم، وجدان بشری همیشه وجود داشته، نسبیت معلول مغلطه غربیست. هنوز هم که هنوز است برجسته ترین فیلم های هالیوودی آکنده از مفهوم عشق اصیل هستند. کمونسیم روزگاری با طرح کمون اولیه و نفی وفاداری جنسی کوشید اخلاقیات را نفی کند، اما در همان نطفه به بن بست رسید.

توهمات مانند عرفان هستند، در آن ها هیچ نمی توان یافت جز لذتی حیرت انگیز از خیال پردازی. به راستی عرفان چه هدیه ای به بشریت داده است؟ کدام درد را دوا کرده و مرهم کدام رنج انسان ها بوده است؟ محکمات با متشابهات با هم مرز باریکی دارند. مراقب باشید کدام سوی این مرز هستید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code