نکته آموزشی : طرح کلی پازل را ببینیم

آموزش پازل معنایی

نمادهای خواب مانند تکه های پازل هستند. برای ساختن پازل لازم است رابطه میان تکه ها را بیابیم. یافتن این رابطه نیازمند ساده سازی خواب به یک طرح واره است که شمایی از داستان خواب را برایمان افشا می کند.

مهسا: خواب دیدم مردم . برام ختم گرفتن .

بقیه گریه میکردن . باهاشون حرف میزدم اما جواب نمیدادن . بالاسرم مخصوصا مامانم جیغ زیاد می کشید .. یجورایی جیغش منو شکنجه میکرد …

فضای کلی خواب خانواده ای را نشان می دهد که حرف های رویابین را نمی شنوند، یعنی قادر نیستند با او ارتباط برقرار کنند. اما، چرا؟ به دو نماد دقت کنید. نماد اول گریه کردن و نماد دوم جیغ های ممتد مادر در بالای سر مهسا است. گریه بازتاب دردناک ناکامی ها و فقدانهاست و جیغ زدن بروز طوفانی احساسات را نشان  می دهد.

رویا اشاره به محیطی دارد که افراد درگیر چالش های احساسی هستند. آنان به جای رفتار منطقی در برابر مشکلات، گرفتار تنش حسی- عاطفی می شوند و همین تنش را مستقیما به سر رویابین منتقل می کنند، یعنی باعث آشفتگی و درماندگی او نیز می شوند. به گونه ای که دیگر نمی تواند راهی برای بیان موثر خواسته های خود بیابد.

رویا را مانند یک نمایشنامه ببینید. نام دیگر پازل معنایی، تکنیک تحلیل داستانی است. خانواده برای مهسا مراسم ختم گرفته اند و به زاری و جیغ زدن می پردازند و او هرچه می گوید نمی شنوند. گویا رویابین درون قفس شیشه ای  گرفتار شده که  بیرون آن را می بیند، اما اطرافیان قادر به دیدن درون قفس و خواسته ها و نیازها و انتظارات او نیستند. کجای کار اشکال دارد؟

همان طور که گفته شد، یک سوی اشکال در خرده فرهنگ خانوادگی و رفتار حسی- عاطفی آنان است؛ اما این سوالی جدیست که چرا مهسا شیشه را نمی شکند و از قفس بیرون نمی آید؟ پاسخ را در جایی باید دید که جیغ های مادر او را شکنجه می دهد. بله، پاسخ روشن است: در محیطی تنش آلود و پر از تکانش های احساسی اولین گام در مسیر برون رفت، این  است که فرد تحت تاثیر احساسات و انتظارات دیگران قرار  نگیرد. دیگرانی که برای او مراسم ختم می گیرند، در حقیقت او را با رفتار خود درون قفس شیشه ای زنده بگور کرده اند. راه نجات از قفس نیز این است که اجازه ندهیم، آنان با تحریک احساسی، ما را گرفتار مکانیزم دفاعی کنند که روان تحلیلگران از آن به نام سرکوبی یا repression یاد می کنند.