نام دکترت را به من بگو!

سخت-کوشی-زنلیلا:

یکی از دوستانم رو خواب دیدم که با هم سوار ماشین بودیم و من که خیلی وقت بود از حال او خبر نداشتم با شوق از او احوال پرسی می کردم. در همین حین متوجه شدم باردار است. شکم او مثل یه زن باردار ۸ یا ۹ ماهه جلو آمده بود. با تعجب پرسیدم باردار هستی؟! تائید کرد ( این در حالیه که دوستم و همسرش مشکل بچه دار شدن دارن و سالهاست صاحب فرزند نمیشن). پرسیدم نزد کدام دکتر رفته؟ در پاسخ گفت که دکتر به او و شوهرش دارو داده و بیشتر او را تحت درمان قرار داده. همینطور که حرف می زدیم و من ابراز شادمانی می کردم،  ناگهان احساس کردم  دوستم خودش پشت رل اتومبیل است. چند بار کم مونده بود تصادف کند یعنی خیلی بد رانندگی می کرد. منم گفتم مگه تازه گواهی نامه گرفته که اینگونه رانندگی میکنه؟ که رسیدیم منزل. ازش دوباره پرسیدم اسم دکتر را بگو که ما هم اقدام کنیم؛ ولی با رندی پاسخ نداد! بعد با هم از پله ها داشتیم بالا می رفتیم که گفتم باشه همینکه شما بچه دار شدین انگار ما بچه دار شدیم ( در حالیکه به خاطر نگفتن اسم دکتر از او ناراحت بودم).  او که زودتر از من به منزل ( که شبیه اطاقی در ساختمان مدرسه بود)  رسید، گفت چه فایده که آدم چند تا بچه داشته باشه ولی همشون ناصالح و درد و بلا باشن. نداشتنش بهتر از داشتنشه!

من به دنبالش رفتم کنار در اطاقش ایستادم که دوباره از او اسم دکتر رو بپرسم، دیدم مشغول کارهای خودشه و اصلا بهم محل نمیذاره! صداش کردم با بی تفاوتی و خیلی سرد و تحقیر آمیز جوابمو داد و من از گفتن حرفم منصرف شدم. خیلی احساس بدی بهم دست داده بود. در ضمن اینو هم بگم من از این خانوم خیلی وقته بی اطلاع هستم و اصلا به فکرش هم نبودم . لطفا این خوابو برام تعبیر بفرمایید، ممنون می شم.

تعبیر خواب :

اگر خواستار هدفی هستید، اگر واقعا چیزی را می خواهید، آن را تمام و کمال بخواهید. موانع، انکارها و سختی راه نباید شما را از تلاش برای رسیدن به هدفتان منصرف کند. روحتان را درمان کنید و درک کنید هدفی که شما را به شوق می آورد، ارزش همه نوع فداکاری را دارد.

تعبیر خواب دوست و تعبیر خواب زن باردار و تعبیر خواب دکتر

در رویایتان، چیزهایی که شما را به شوق می آورند دیدار یک دوست قدیمی و باردار بودن اوست. این دو تصویر نشان دهنده درون پر محبت شما هستند. چرا بر این روح لطیفتان پرده می کشید؟ چرا اگر از دیدار کسی شاد و از موفقیت نزدیکی مسرور می شوید، آن را بر زبان نیاورید؟ چرا زیبایی های درونتان را با بهانه های واهی مخفی می کنید؟

از دوستتان نام و نشان دکتر را جویا می شوید. اکنون شما با خواسته ای عمیق روبرو هستید، نیاز به بچه آوردن و فردی که راه را می شناسد. دکتر کیست؟ اما، دست یافتن به هدف آسان نیست. زن نمی خواهد چیزی بگوید، پس باید اصرار کرد، باید اگر امتحانی را قبول نمی شویم، دوباره امتحان داد، آن قدر امتحان داد تا نمره پذیرش را دریافت کرد. اما شما هر بار منحرف می شوید. درست مانند رانندگی آن زن، می خواهید این سو و آن سو بخورید. یک بار می گویید بچه آوری او مثل بچه آوردن خودتان است و اگر نمی گوید اشکال ندارد و بار دیگر برخورد سردش مانع از اصرارتان می شود.

انکارهای زن موانع پیش روی شما برای رسیدن به هدفتان است. آیا همسرتان را دوست دارید؟ اگر او بدخلقی هایی می کند، چه می کنید؟ آیا محبتتان را پنهان کرده و کنار می کشید؟

دوست خوبم، برای درمان گاه لازم می شود بارها به نزد دکتر برویم و برای سواد آموختن نیز سال ها باید زحمت کلاس و درس را متقبل شویم. خانه تان را اتاقی در مدرسه کنید؛ یعنی اگر می خواهید به اهدافتان برسید، بارها و بارها راه رسیدن را مشق بنوسید تا در نهایت موفق شوید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code