تعبیر خواب حضرت علی

وارستگیمحسن:

سلام میدونم سرتون شلوغه و خواب من هم طولانی ولی کسی رو نتونستم پیدا کنم که توی تفسیر و تعبیر این خواب کمکم کنه قبلا پوزش می طلبم.

در خواب دیدم که مرحوم سید مرتضی جزایری که مدتی ایشان را می شناختم به زندگی باز گشته اند و قرار است امشب مجدد فوت کنند و همراه ایشان ۵ تن دیگر نیز که یکی از ایشان من هستم نیز فوت کرده و در جوار امیر المومنین علی ع سکنی گزینیم.

به دیدار ایشان رفتم. جوانتر از گذشته و سر حال تر شده بودند. حالم را پرسید و گفت چه میکنی؟ گفتم خوبم و قرار است امشب در معیت شما نزد حضرت امیر برویم. پاسخ ایشان را به خاطر ندارم ولی معنای آن نه یاس و نه امیدواری خاصی را شامل نمی شد. شب شد و با دو برادرم به محلی که قرار بود جان ایشان گرفته شود رفتیم. جماعتی نیز آمده بودند. مامور مرگ ما را بر روی فرشی روی زمین نشاند و آقای جزایری روی سکو قرار داده شد. جمعیت زیاد شد و ما کمی جا به جا شدیم تا بقیه هم جا شوند. جان آقای جزایری با برقی قوی گرفته شد و از ایشان چیزی باقی نماند.

بعد مامور مرگ یک به یک سیم برق نفرات بعدی را وصل میکرد دو نفر اول هم فانی شدند نفر سوم قرار بود سیم من باشد ولی برق برادر کوچکترم را کشت و من شروع به اعتراض کردم که اشتباه شده است و جای من و برادرم سهوا عوض شده است ولی گوش کسی بدهکار نبود. خواستم ریا کاری کنم و بگویم مرا غارت کرده اید ولی با خود گفتم جای این کار نیست. گفتم شما پدر معنوی و برادر عزیزم را از من گرفته اید و از دور و برم غافل شده بودم. ناگهان برادری که فوت شده بود در قالب برادر زنده ام به من گفت جیغ و ویق نکن حداقل ببین چی نوشته رو میزها ولی نفهمیدم. در این هنگام مامور مرگ جلو آمد وگفت برادری و پدری و این روابط مال دنیاست به اینجا دخلی ندارد. گمان کردی چو برادرت در گذشت تو رهایی تا بروی! اینجا ترسیدم. شمشیری بزرگ به من داد گفت تهش را روی پا و سرش را زیر گلویت قرار بده خودش کارش را میکند و برو. برگشتم و دیدم که سوره اعلی روی تابلویی نمایان است و برادر در گذشته ام گفت این راه رسیدن تو به ماست و من به سختی قدم بر میداشتم.

ناگهان خود را در منزل عمویم دیدم که مجلس ختمی بود و مردم بی اعتنای به من مشغول صحبتهای روز مره بودند با عمویم سلام کردم به سردی پاسخ داد. یکی از حضار گفت دیروز به پدر من تسلیت میگفتند. عموی من با اشاره به من گفت: اینم دلیل تسلیتش. تصور همه این بود من به تقلب برادرم را جای خود قرار داده بودم که واقعیت نداشت و کسی به حرفم توجه نمی کرد. از پله ها برای دستشویی پائین میرفتم که برادر زنده مانده و پدرم در پاگردش نشسته بودند. سلام کردم و پدرم به برادرم گفت اعتنایی بهش نکن و برادرم به من میگفت چی فکر کردی تقلب کردی و زنده موندی بدبخت! من دیدم چطور برق پودرت کرد فکر میکنی زنده ای؟

پائین پله ها دستشویی بود در راه پله ای شیبدار و تنگ کسی هم انجا بود و میگفت در تعجبم چگونه از آن برق جان سالم بدر بردی؟! گفتم اصلا به من برقی نزدند. به راه پله شیبدار نگاه کردم و با خود فکر می کردم اگر مرده بودم نیاز نبود اکنون نیازمند دستشویی رفتن باشم. اویزان پله های دستشویی شده و و نگران نجس شدن خود بودم و از خواب برخاستم.

متاسفم از طولانی بودن خواب و متشکرم.

تعبیر خواب :

اگر خواستار بودن در جوار علی هستید، چون علی وارسته باشید از دغدغه های نفس. سوره اعلی بیان وارستگی است و شمشیر صریح و بی درنگ می برد. برای همین است که علی را شمشیر حق می دانیم. او که در عنفوان جوانی بی درنگ جای محمد خوابید تا تیغ کفار را تجربه کند، علی که در لحظه، تمام نفس را پای حق ذبح می کرد.

از دلواپسی های نفس، از نجس شدن ها، نجس دیده شدن ها، از طرد شدن، از تهمت، از نادیده شدن در راه حق پروا نداشته باشید. چگونه می توان ادعای پیروی علی را کرد و همچنان در منیت ها و ترس های دل اسیر بود؟ برای حق و آنجا که حق را می بینید راست بایستید و دهانتان شمشیری باشد که پیش از هر چیزی گلوی نفستان را می برد.

تعبیر خواب سید و تعبیر خواب علی و تعبیر خواب امیرالمومنین

 تعبیر خواب حضرت علی

در رویای شما جوانی سید، نماد فرصت هاست که می توان داشت و بهره برد؛ اما در طریقت باید برق را به جان خرید. برق شدتی است که در آن واحد تمام منیت ما را و تمام آن چیزهایی که دوست داریم و تعلقاتمان است را از ما می رباید و هیچ می کند. سید نماد آدم هایی است که در پیروی از علی کوشیده اند این گونه باشند.

لب کلام، وارسته بودن در پیراسته بودن است. همان گونه که در ظاهر می کوشید، در باطنتان تعلقات را به ببرید و در طریق حق رها باشید از هر آن بندی که انسان را از علی بودن دور می کند.