تعبیر خواب میمون بنا

تعبیر-خواب-میمون-بناسپیده:

خوابم را برایتان میگویم ببخشی دکه طولانی یا نامنظم است. درخواب دیدم که من وخانواده ام داخل ماشین هستیم و جایی میرویم. یک ماشین دیگر هم بود که بقیه اعضا خانواده مثل خواهر و مادرم بودن. ماشین ما که پدرم هم درآن بود به یک جایی رسید که حالت متروکه داشت. ما از ماشین پیاده شدیم و مشغول بازی کردن شدیم. بعد هوا تاریک شد و یک کامیون آمد در آن محل وکلی خاک خالی کرد . خاک ها شکل سه یا چهار تا تپه شده بود و جلوی راه ما رو گرفت. بعد من در تاریکی داخل یک گودی که نهر آب هم بود تعدادی گرگ دیدم و خیلی ترسیدم.

آنجای متروکه یک در بزرگ کشویی داشت که از بالا به طرف پایین بسته می شد. من به بقیه گفتم در را ببندید و به داخل خانه ای که در انجام بود برویم تا از شر گرگها در امان باشیم. پدرم در را بست ولی من دیدم که باز از اطراف باز است وگرگها می توانند به ما حمله کنند. سریع و با عجله به داخل خانه پناه بردیم؛ ولی خانه هم وضع خوبی نداشت و در یک بلندی ترسناک بود. من دوباره گفتم بریم بیرون و هر طور شده ازاین این مکان خارج شویم.

وقتی آمدیم بیرون برف شدیدی باریدن گرفته بود. یک صدا ی ترسناک که نمی توانم توضیح بدهم شنیده شد، مثل صدای یک حیوان وحشتناک. با ترس گفتم همه بریم تو ماشین و درها رو قفل کنیم و بنشینیم تا صبح بتوانیم بریم بیرون. با عجله داخل ماشین دویدیم. همسرم که راننده بود رفت جلو در صندلی کناری نشست و پدرم هم آخر سر آمد رفت روی صندلی راننده نشست. من تو دلم گفتم بابا که ناراحتی قلبی داره شاید نتونه به موقع رانندگی کنه و از همسرم حرصم گرفت که چرا بی توجهی کرده و در قسمت راننده ننشسته؟! خلاصه وقتی داخل ماشین بودیم دیدم همسرم در ماشین را نیمه باز گذاشته تا گرگها رو ببینه. من دوباره باکلی دعوا و حرص خوردن ازش خواستم در ماشینو ببنده؛ ولی اون اصلن توجهی نکرد و هی بیرون می رفت تا با یک گرگ صحبت کنه ونوازشش کنه. من به اوج انفجار رسیده بودم و هر چی فحش بلد بودم نثارش می کردم؛ ولی اون خیلی خونسرد بود. می آمد داخل ماشین و دوباره می ر فت پیش گرگ .

یواش یواش صبح شد و از شدت ترس من کمتر شد وقتی هوا روشن شد دیدم اون گرگ و گرگهای دیگه آسیبی نمی رسونند و فقط پیش همسرم میان و میرن. وقتی خوب نگاه کردم دیدم درآن خرابه مرد مریضی که خیلی زار و نزار بود خوابیده، یک نفر دیگه هم بغل دستش بود و به ما سلام کرد و دیدم گرگها از بغل اونا رد میشن و باهاشون کاری ندارن. من دیگه یواش یواش از ماشین آمدم پایین و دیدم اون صدای ترسناکی که شنیده بودم از یک گوریل میمون بود که مشغول بنایی در یک ساختمان بود. وقتی بیشتر دقت کردم دیدم میمونهای زیادی در آن ساختمان نیمه کاره مشغول بنایی هستند. بعد از آن ما از آنجا بیرون آمدیم و چیزای دیگری دیدم که درست یادم نمی آید که توضیح دهم.

مثلا دریک جا خودم را انگار در یک فیلم می دیدم که مال چند سال پیش بود و پسرم کوچک بود. من یک بلوز مشگی تنم بود که پشتش کلن باز بود و به پسرم در مورد یک چیزی تذکر میدانم و از پشت گردنش را گرفته بودم و با تحکم چیزی را گوشزد می کردم و یک جای دیگر با همسرم بودم. من دستم را دور کمرش انداخته بودم و ازش می خواستم او هم دستش رادورگردنم بیندازدانگار کمی باهم قهر بودیم واوباکمی تاخیر این کارراکرد وبعد دریک صندلی نشستیم من روی اون نشستم طوری که روبه روی هم بودیم و او از من خواست که گردنش را ببوسم و من این کار را انجام دادم و در همان حال صندلی به پرواز درآمد و ما درهمان حال به آسمان رفتیم و پرواز می کردیم.

 

تعبیر خواب :

با سلام، آیا شما شبیه پدرتان نیستید؟ آدمی که به شدت نگران مسائل مختلف است. سطح بالایی از اضطراب را تجربه می کند و در معرض خطر ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی است؟ آیا این همه اضطراب نتیجه ای به همراه داشته و موجب بهتر شدن اوضاع شده است؟ پاسخ را می دانیم. نه، شما فقط به خودتان صدمه زده اید. وگرنه جوش زدن ها و حالات عصبی داشتن هرگز موجب بهتر شدن شرایط نشده و نخواهد شد. به حالت بی تفاوت همسرتان در خواب نگاه کنید. تمام عظمت عصبیت ما بعد از مدتی عادت شده و حتی باعث کوچکترین تاثیری در دیگران نمی شود.

دوست خوبم، امروز در جامعه ای زندگی می کنیم که هیچ چیز آن سر جایش نیست. فرهنگ سالم زندگی کردن و درست عمل کردن به خواب و خیال بدل شده و هر کس ساز خودش را می زند. در این شرایط، بالای پشته ای ایستادن و سر ملت داد و بیدار کردن، حکایت آب در هاون کوفتن است. پس، چه باید کرد؟ اجازه دهید رویا مسیر را نشانمان دهد.

اولین پیام رویا وضعیتی است که در آن قرار دارید. محیط متروکه، درب بزرگی که به درستی بسته نمی شود، کامیون، میمون های بنا و… همه این تصاویر بیانگر عملکرد ناسالم اجتماعی است. ریشه اصلی نیز در تمثال میمون بنا به خوبی به تصویر کشیده شده است. میمون موجودی مقلد است. طبق همان سنت ها و آدابی که آموخته و بدون توجه به محیط پیرامون و شرایط لازم، کار خودش را می کند. به بیان ساده، میمون نماد «انسان وابسته به باورهای فرهنگی و سنت های ناروای آموخته شده است». همه مشکلات نیز از همینجا آب می خورد. دوست خوبم، آیا شما هم برخی کارهایتان از سر عادت نیست؟ کمی درنگ کنید، اگر می خواهید بنای خوبی باشید، ابتدا ببینید قصد ساختن چه چیزی را دارید و برای ساختنش نیازمند چه مصالحی هستید؟

تعبیر خواب ماشین، بینش فرد است. کامیون به رویکردهای اجتماعی و تربیتی اشاره دارد که حواسش به صلاح افراد نیست و همین ها هستند که افرادی چون شما را در دام مشکلات گرفتار می کنند. کمی فهمش سخت است. اما به صحنه ای که فرزندتان را تربیت می کنید توجه نمایید. آیا روش تربیتی کارآمد است؟ از پشت گردن پسرتان را گرفته اید، یعنی او را تحقیر می کنید. نتیجه تحقیر هرچه باشد، تولید انسانی دارای اعتماد به نفس و خودشکوفا نخواهد بود.

تعبیر-خواب-بنادر واقع، شما می شوید شبیه آن نهر آب که کنارش گرگ زاده می شود. اصلا این که گرگ ها کاری به آدم ها ندارند، به این دلیل است که فقط ظاهر آدم ها و گرگ ها با هم فرق می کند. همه شما گرگ شده اید. بله، نحوه تعلیم و تربیت اشتباه و فرهنگ رفتاری بد و توهین آمیز و تهاجمی باعث می شود تا ما آدم ها گرگ هم شویم.

نتیجه نیز این می شود که تاریکی همه جا را فرا می گیرد، یعنی تمیز مسائل ناممکن می شود و برف روی همه چیز را می پوشاند. تعبیر خواب برف پنهان شدن حق از باطل و فضای مسدود و منجمد است. در واقع، همین جا است که راه رهایی خود را نشان می دهد. آن بوسه ای که شما به گردن همسرتان می زند، همدلی فروزانی است که از تاریکی به روشنایی راه نمی نماید و برف ها را پاک کرده، مسیر صحیح زندگی را به شما نشان داده و باعث بال و پر در آوردن زندگی زناشویی تان می شود. یعنی راز رهایی در شناخت روش صحیح روبرو شدن با مشکلات است. گاه یک گل لبخند راهی را می گشاید که هزار فریاد قادر نیستند بگشایند.

دوست خوبم، دیگران را ببینید، نیازها و احساسات آن ها را کشف کنید و به جای «میمونی بنا»، «انسانی آفرینشگر» باشید؛ یعنی رفتار تربیتی و اجتماعی تان را مبتنی بر درایت و منطق کنید تا امور سامان گیرد و هر چیز سر جای خودش بنشیند.

یک نظر

  1. ممنون به خاطر وقتی که گذاشتید وتعابیر درستتان.