تعبیر خواب من دو سه سال است مرده ام

Portrait of an attractive woman seriously listening to her boyfriend while on a date

آتوسا :

پدرم چند سال پیش در سن حدود ۴۰ سالگی بر اثر تصادف فوت کرده اند .
چند روز گذشته دختر خاله من خواب پدرم را دیده اند. پدرم به ایشون میگوید که من شوهر خاله ات هستم. برو به خانواده من بگو که من ٢٠سال نیست که مرده ام، من ٢-٣سال است که مرده ام.

دختر خاله ام میگم چند بار تاکید کرده و گفته حتما برو بهشون بگو.

بعد دخترخاله ام رو برده مغازه جوراب فروشی و جوراب مشکی کلفت گرفته گفته از اینها بپوشید و بیایید سر قبر من .

بهش گفته وقتی خواستید بیایید ماشین شما دخترها (دختر خاله ام و یک خاله مجرد جوان حدود ٣٠ساله دارم) جلو بیاید و ماشین دایی پشت سرش باشد.

 

تعبیر خواب :

خواب پدر مرحومتان چند ساعتی ذهنم را به خودش مشغول کرد. خلاصه پیام خواب درسی برای تعهد و پایبندی است. این که در زندگی اصولی داشته باشیم و به آن ها معتقد و ملتزم باشیم و چون قولی دادیم یا تصمیم به کاری گرفتیم، اگر سوگند زناشویی خوردیم، پایبند باشیم و عزم در راه از خود نشان دهیم.

در واقع، دختر خاله تان و احتمالا خاله جوانتان چندان این اصل مهم زندگی را جدی نمی گیرند و احتمالا آدم های پر احساسی هستند.

به هر ترتیب، پدر شما فردی متعهد و پایبند بوده است. اگر قولی می داده، سر آن می ایستاده و این وجهی مهم از روح مردانگی است. هنگامی که می گوید من شوهر خاله تان هستم، همین نکته را تاکید می کند که نسبتی دارم و به آن نسبت متعهده بوده ام.

اما، داستان خواب از اینجا شروع می شود: عدد ۲۰ نماد کار را فیصله دادن، ۲ عدد یکپارچگی (بعد یکپارچه احساس و عقل) و ۳ عدد احساس است و مردن به معنای قطع ارتباط یا توانایی به تصرف چیزی. زمانی که می گوید، ۲۰ سال نیست که مردم، بلکه ۲ یا ۳ سال است که مردم، یعنی این طور نیست که وجه التزام به تعهدات از ما منفک شده باشد، بلکه این احساسات و از هم گسیختگی ذهن ماست که ریشه سقوط و بانی بدعهدی مان می شود. به زبان ساده، اگر زیر سوگند وفاداری می زنیم، اگر بدون دلیل موجهی قصد طلاق داریم و یا تعهدات شغلی مان را بجا نمی آوریم، ریشه این ها بی معنا بودن مفهوم تعهد نیست، بلکه ریشه باز می گردد به جایی که دچار تناقضات فکری شده یا احساساتمان فریبمان می دهند.

بسیار خوب، مشکل خود را نشان داد. اما، برای رهایی از این مشکل چه باید کرد؟ دو بخش بعدی خواب راه حل را ارائه می دهند. جوراب وسیله ای برای حفظ پا از سفتی و آفت کفش است و سیاه رنگ ناشناختگی یا نامعلومی است. هنگامی که برای شما جوراب مشکی می خرد تا سر قبرش بروید، قبر یادمان است و اینجا دارد می گوید: سر قبر بیایید یعنی در ذهنتان تعهد و لزوم پایبندی را جدی بگیرید و البته هر کسی زندگی و شرایط خاص خود را دارد و تعهد برای آدم ها رنگ ها و شکل های نامعلوم و بسته به موقعیت را می گیرد. برای همین رنگ جوراب سیاه است؛ اما خود جوراب به معنای حفظ کردن و مقاومت در برابر شرایط متنوع است. ببینید، تعهد گاه انعطاف پذیری می خواهد، گاه گذشت می خواهد و گاه می طلبد محکم و راسخ بایستیم. جوراب سیاه و ضخیم همین معنای نسبی را بازتاب می دهد. هر کس به فراخور وضعیتی که دارد باید پایبندی خود را نشان دهد.

اما، بخش پایانی زنجیر شدن عقل و احساس است. ماشین را شما می رانید. بنابراین، ماشین نماد بینشی است که فرد دارد و بر مبنای آن به سمت هدف خود حرکت می کند. احتمالا دایی شما فردی منطقی و دقیق است. هنگامی که می گوید دخترها جلو بروند و دایی پشت سر بیاید، یعنی جریان احساسات انسان باید با عقل و منطق پشتیبانی شود تا سوی چپ و راست وجود انسان به اتحاد و انسجام دست یافته، فرد رفتاری بهنجار بیابید و یکپارچگی شخصیت رخ دهد.

البته می دانم مطلب کمی سنگین نوشته شد. لطفا چند بار بخوانید تا ابهامی باقی نماند. کل قضیه این است که برای این که شخصیت بهنجاری داشته باشیم، لازم است احساسات ما تحت مدیریت منطق زیست کنند و بدانیم، اگر آدم از بهشت رانده شد، به این دلیل ساده بود که عزم نداشت. برای یک زندگی موفق و کامروا عزم و پایبندی بسیار حیاتی است. روح آن مرحوم شاد باد.