تعبیر خواب دو جزیره / پروژه ای که با استاد دارم؟

تعبیر-خواب-دو-جزیره
سختکوشی

شیما:

من قراره که با یکی از اساتید دانشگاه پروژه ی را شروع کنم. ایشون مرد هستند. فکر میکنم این خواب مربوط به پروژه مشترکمون باشه. مهندس هستم و با کارهای تحلیلی و برنامه نویسی سر و کار دارم.

خواب دیدم در کنار ساحل دریا خانه ی بزرگ بمن دادن که درش و پنجره هاش روبه دریا بازه و بسیار متبوعه. این خانه به گونه ی بود که انگار در یک گوشه ساحل که با کوه احاطه شده بود قرار داشت. دوستم پیشم اومد و توی خونه می گشت . در اینجا صحنه عوض شد و از بالا دو جزیره را می دیدم نزدیک خانه که یکیشون بزرگتر و نزدیکتر با کوهی در وسط بود و دیگری دورتر از اون وکوچکتر. اسم جزیره بزرگ اسم شهر قبلی استاد بود . ولی دوستم میگفت اون شهر استاده ولی اون در جزیره کوچک زندگی میکنه که اسمش worthmouth و به این خاطر با قایق اومده سراغت نه کشتی. در اون لحظه استاد را روی قایقی دیدم به سمت جزیره در حال پارو زدن. حس بدی در خواب گرفتم و با خودم گفتم اون اونطوری هم که فکر میکردم بزرگ نیست ولی خودم را دلداری دادم که بد قضاوت نکن. ] منظورم این بود که انتظار نداشتم تو یه جزیره کوچک نزدیک شهر قبلیش زندگی کنه ( در واقعیت اون الان در شهر مهمی هست) و بیشتر اینکه دلم میخواست با یه کشتی سراغم بیاد تا یه قایق ساده.[

بعد دوستم بمن گفت سیلی داره بسمت اینجا میاد و باید رفت. من لپ تاپ و جزواتم را گذاشتم تو خونه و دور شدیم. جریانی بزرگ و آرام و زلال از دریا بساحل اومد وخیلی جاها را گرفت. ما در سمت دیگر ساحل می دویدیم و دور میشدیم. من بفکر وسایلم بودم به این خاطر برگشتم و دیدم آب اون گودی را پر کرده. برای در امان ماندن در خانه ی رفتیم که اون هم انگار در گودی بود. که ناگهان آب  از بالا به خانه جریان یافت ولی اینبار تیره بود. صاحب خانه در راه پله را نشان داد و انگار که آخرین جا برای پناه گرفتنه، من و عده ی دیگر از پله های سفید بالا رفتیم. تا به اتاق نیمه تاریکی رسیدیم که عده ی قبل ما اونجا بودند و پناه گرفته بودند. جالب اینکه اون استاد و دستیارش در همانجا جلوی پله ها ایستاده بودند. دستیارش بمن اعتنا نکرد و خودش انگار که شرم کنه یا خجالت بکشه پایین را نگاه میکرد.

 

تعبیر خواب :

یکی از ویژگی های خواب ها این است که هر صحنه آن را اگر مجزا کنید، باز هم در خود پیامی قابل اتکا دارد.

در صحنه اول، چرخیدن شیما در خانه بزرگ و آکنده از رفاه و آرامش و روبه دریا، نشان می دهد گرایش رفاه و اجتناب از روبرو شدن با دشواری در ایشان وجود دارد. ایشان کاری به کوه ندارند! هر کسی سر جای خودش.

در واقع، زمانی که بحث دو جزیره مطرح می شود. در مرکز یکی از جزایر کوهی وجود دارد و جزیره دیگر نماد چیزهای خوشایند و دلپذیر است. (worth یعنی ارزش و mouth یعنی دهان و ترکیب این دو اشاره به خوردنی دارای ظاهر خوشمزده دارد) اینجاست که دوگانه ذهنی شیما خود را نشان می دهد.

تعبیر خواب نگاه از بالا

صحنه دید از بالا به دو جزیره، مشخص می کند شیما ظرفیت داشتن دید عقلی و جامع را دارد. تعبیر خواب نگاه از بالا اشاره به اشراف داشتن و قوه تمیز نسبت به مسئله است. حال اگر فرد حاضر به پذیرش واقعیت نمی شود، آن امر دیگری است.

تعبیر خواب دوست / پارو زدن / کامپیوتر و جزوات

دوست شیما، بخش راحت طلب اوست که تلاش دارد از روبرو شدن با دشواری ها و مشکلات اجتناب کند. سیل نماد مشکلات و مصائبی است که راحتی آدم را خراب می کند. به قول معروف، سری که درد نمی کند که دستمال نمی بندند. اما، نگاه عقلی و تربیت شده شیما (کامپیوتر و جزوات) او را وا می دارد تا همچنان خواستار حقیقت باشد. راستی چقدر صحنه پاروزدن استاد زیبا به تصویر درآمده است. جایی برای کشتی و سیستم و تجهیزات و تامین بودن در کار نیست. او با دست های خود و با تلاش دارد چرخ ها را به گردش در می آورد.

تعبیر خواب جزیره

بله، آب زلال که ساحل را احاطه می کند نماد مسائلی هستند که برای رفاه و راحتی آدم چالش ایجاد می کنند. فرد با خود می گوید ارزشش را دارد؟ در اینجاست که جزیره را باید معنا کرد. به صراحت گفته بودم، جزیره شبیه صفحه شطرنج است. ابعادی کوچک که در دل آن دنیایی از هیجان و مشکلات و مسائل ریز و درشت قرار داد. جزیره می تواند یک دفتر کوچک باشد یا یک آزمایشگاه که انسان ها هر روز ساعت ها در ان وقت صرف می کنند تا هدفی محقق شود.

با چالش ذهنی رویابین آشنا شدیم. حال لازم است عمیق تر شویم و نقطه ضعف او و راه خلاصی را بیابیم. آب که خانه را فرا می گیرد، دیگر از ما نوع متفاوتی از بودن را می طلبد. حالا باید ماهی بود، در بحر تجارب غوطه خورد و آرامش را نه در سکون که در حرکت یافت.

برایتان گفته بودم، سقف اشاره به حفاظی دارد که ما را از قرار گرفتن در معرض مسائل حفظ می کند. اینجا اما، آب از سقف فرو می ریزد تا بگوید دوران رخوت گذشته است. باید در معرض مسائل قرار گفت و به سازگاری و انطباقی راستین دست یافت. آب سیاه است و محیط و آدم ها نیمه پنهان تا فرد درک کند، بعدی از زندگی حرکت در مسیر مجهولات است.

تعبیر خواب راه پله / سقف / تاریکی

در واقع، صحنه آخر محور اصلی موضوع را در خود دارد. راه پله اشاره به لزوم حرکت در مسیر همدلی و درک متقابل با دیگران است. دقت می کنید! اگر دستیار استاد با شیما سخن نمی گوید، اگر استاد حالتی شرمنده دارد و چشم به پایین دوخته و اگر چهره آن دیگران ناپیداست، همه یک سخن می گویند: شیما باید بیاموزد ارتباطی سازنده با آدم ها برقرار کند. محور زندگی تغییر کرده است. باید به آب و آتش زد و گلیم خود را از آب کشید. باید دیگران را یافت و جزوات دانشگاهی را از نو نوشت: اینجا محیطی جدید به وسعت یک جزیره و با عمق بی نهایت است. برای ورود به آن، باید شجاعانه در آب شیرجه زد.

در خاتمه، توصیه می کنم خانه بزرگ با پنجره ها و دری رو به دریای آرامیده را مقایسه کنید با خانه نیمه تاریک با محیطی فشرده و آبی که از سقف هجوم آورده است. این ها دو دنیای متفاوت را نشان می دهند. یکی در جای خود راحت غنوده و دیگری در کمرگاه کوهی است که هدف در قله آن پنهان شده است.