تعبیر خواب جاده خاکی آن سوی پنجره حسینیه بود

تعبیر-خواب-حسینیه
پیروی از جمع

حمیده:

خواب دیدم روز عاشوراست و من در حسینیه ای نشسته بودم! نگاهم به سمت پنجره ای بزرگ چرخید دو طاق پنجره کامل باز    بود. بلند شدم ،راهی خاکی ولی هموار را دیدم که مردم در حال رفتن بودند  انگار به سمت زیارتگاه یا جایی که مردم در آن روز جمع می شوند در خواب می دانستم کجا می روند! به دوستم افروز زنگ  زدم گفتم میای بریم؟! گفت اره با خواهرم میام.

افروز امد من گفتم بذار نماز بخونم بعد بریم. چادر سرم بود خانم کنار دستیم  گوشه چادر مرا گرفت، فکر کرد من چادر او را   گرفته م!!! به او فهماندم چادر خودم هست!

جمعیت جوری هلم داد که در حال رکوع بی خیال ادامه نماز شدم.   تمام مدت کفشم کنارم بود!بوت بنددار زنانه نارنجی پررنگ    زیبا و نو.

نمی دانم چرا از همان پنجره رفتم بیرون به افروز گفتم کفشم را بده کفشی دیگر را به سمتم گرفت.   کفش من نبود! کفش تخت ورنی لنگه به لنگه بود.   لنگه ها شبیه هم بود ولی با رنگ متفاوت یکی سفید و یکی نارنجی.

گفتم این کفش من نیست! دوباره از همان پنجره برگشتم داخل کفشم نبود. دزدیده بودند راه را نگاه کردم.

به دوستم گفتم بذار به علی و هومن (پسرخاله هایم) زنگ بزنم کفش من را اگر کسی پاش کنه راحت لو میره چون رنگش خیلی متفاوته.

خانم مروتی همکار قدیمی مادرم را دیدم خانم مروتی گفت تو چرا الکی دنبال دزد می گردی دوستت افروز برداشته، دزد کفش خود افروزه.

من خیلی تعجب کردم گفتم افروز ناراحت میشه این چه حرفیه؟

خانم مروتی گفت تو باور نکن ولی دوستت کفشت رو برداشته!!!

از خواب بیدار شدم.

 

تعبیر خواب :

یکی از معایب همرنگ جماعت شدن این است که انسان گرفتار کجی‌های رفتار جمعی می شود. پیام رویای شما را در همین چارچوب می توان بازخوانی کرد. حسینیه جایی است که همه نام حسین را بر زبان می آورند، اما اکثریت راه خود را می روند.

آیا مفهوم حسینه این نیست که ما حسین گونه شویم؟ حسین، او که نماد از خود گذشتگی و ایثار و خود را فدای دیگران کردن بود. آیا حسین گونه بودن این است که جمعیت انسان در حال رکوع را هل دهد؟ به مفهوم هل دادن دقت کنید! هل دادن یعنی فشار جمعی که ما را تحت تاثیر خود قرار می دهد. درست مانند آن زنی که گمان دارد چادر شما به او تعلق دارد. آدم‌ها گرفتار برداشت خطا و سوء تعبیرها هستند.

کلید را نیز عمل خود شما به دست می دهد. آنجا که به زن حالی می کنید چادر متعلق به شماست. از خود گذشتگی این نیست که آدم تحت هر شرایطی از جمع یا نظر دیگری پیروی کند. حسین پیرو حق بود و اگر از خود گذشتگی داشت در مسیر حق بود.

بله مسیر. در رویایتان شما مردمی را می بینید که در راهی خاکی پیش می روند و شما نیز قصد حرکت در آن را دارید. این تمایل شما نماد پیروی از رفتار جمعی است. رودخانه ای که انسان‌ها خود را به مسیر آن می سپارند. در حقیقت، راه نماد روش و طریق رسیدن به هدف و خاک نماد بستر رشد است. پس، جاده خاکی در رویای شما نمایشگر طریقتی است که آدم‌ها را هم نوا می کند تا خودخواهی‌های خویش را پس نمادهای خوشایند پنهان کنند.

دوست شما از این دست آدم‌هاست. او هم رنگ جماعت شده و می توان نقص در قوه تشخیص او را از کفش دو لنگه ای که به شما می دهد دریافت.

حوای عزیز، آن زن محترم نیز مصداق دیگری برای برداشت‌های خیرخواهانه اما نادرست است. اگر از اسم افروز هم استفاده می کند. افروز به معنای روشن کننده و بیانگر این معناست که اگر ظن و گمان جمع را بپذیری شعله ای است که وجودت را خرمن آتش خواهد کرد تا گرفتار قضاوت‌های نادرست شده و راه را بر خرد ببندی. تا یکی از جمعی شوی که تو را هل می دادند و حق را ناحق می کردند.

در رویایتان به دو اسم دیگر نیز اشاره کردید. علی نماد بزرگواری و هومن نماد نیک اندیشی است. این دو کلمه طریقت درست را برایتان مشخص می کنند. منشی بزرگ و باگذشت داشته باشید، همان گونه که حسین این گونه بود و نیک اندیش باشید و از منظر صحت به مسائل بنگرید. رهرو راه حسین بدون روحی بزرگوار و ذهنی نیک اندیش آیا ممکن می شود؟

توجه کنید، پنجره نماد چشم انداز است. مراقبت کنید زمانی که چشم انداز نشان می دهد راه مردم خطاست، پس چرا باید در آن گام بگذارید و هم نوا با صداهایی شوید که از حق و حق طلبی به دور هستند.

نهایت کلام،‌گره شما اعتنا کردن به ظاهر مسائل و دور شدن از بطن است. این که فلانی آدم خوبی است نباید باعث شود شما چشم و گوش بسته هرچه ابراز می کند را بپذیرید. از خود گذشتگی در طبیعیت از کلیشه ها نیست،‌ بلکه در پرتو شناخت عمیق حق و خود را نثار حقیقت کردن است. برای حسین گونه بودن ابتدا باید چون حسین اندیشیدن را بیاموزیم.