تعبیر خواب به دخترم هم ماشینم رو نمی دم

تعبیر-خواب-سوئیچ
تربیت فرزند

رزیتا

دختر عموم سوییچ ماشینم رو برداشته بود. من حواسم نبود. مادرش به من اشاره کرد که دختر عموم میخواد ماشین منو سوار بشه. گفت که گواهینامه هم نداره. من سریع سوییچ رو ازش گرفتم، گفتم من به دخترم که گواهینامه هم داره ماشین نمیدم تو که گواهینامه هم نداری!

 

تعبیر خواب :

توی این خواب دوتا ارتباط ناهمسو وجود داره که هر دوتاشون خیلی مهم هستند

اولیش رابطه دو تا مادر است.

به چه دلیل ارتباطشون نا همسوست؟

چون مادر اول با اشاره میگه و دومی عکس العمل سریع درگرفتن سویچ و قاطعانه برخورد کردن نشون می ده؟

اولا، باید توجه کرد نماد کلامیه. بنابراین، دختر رو به معنای لفظی اون می گیریم و می شود: زن نابالغ. پس دختر من یعنی

زن نابالغی که تحت اختیار منه و صد البته مسئولیت تربیتش با منه.

اما، ماشین یعنی چه؟

رابطه رو دوباره نگاه کنیم: دختری که متعلق به منه مثل ماشینیه که متعلق به منه

با این تفاوت که دختر رو مادر باید پرورش بده اما ماشین وسیله ای تحت اختیار اونه

همان طور که گفتم: ما دوتا ارتباط داریم:

یکی دو مادری که اولی با اشاره حرف می زنه و دومی صریح و قاطع عمل می کنه

دوم دختری که مادر در اختیار داره ولی باید پرورشش بده و ماشینی که وسیله تحت اختیارش است.

به راستی، رویا درباره چی داره حرف می زنه؟

این رویا درباره تربیت است

دو کلید مهم برای تربیت رو در اختیار قرار می ده

باید به تضاد روش رفتاری دو مادر توجه کرد

در اینجا با قاطعیت رزیتا روبرو هستیم؛ اما این قاطعیت چه کیفیتی داره؟

«من ماشینم رو به دخترمم نمی دم»

خوب، زمانی که دختر فرصت استفاده از ابزار رو نداشته باشه، چطوری یاد می گیره گلیم خودش رو از آب بکشه؟

طبیعی است که رفتار دختر نامتعادل خواهد بود. به مادر دوم نگاهی بیاندازیم: معنی اشاره کردن یعنی چه؟

یعنی هدایت فرزند به این طریق که روحیه اش خدشه دار نشود و خودش درک کنه چرا مجاز به استفاده از چیزی نیست. البته گواهی نامه هم همینجا معنی پیدا می کنه.

دلیل آوردن: چرا نباید سوئیچ رو برداری، چون گواهی نامه نداری!

روش زن عموی رویابین یک روش تربیتی انعطاف پذیر و هدایت کننده است. سعی می کند فرزند رو به فهم بایدها و نبایدها سوق دهد؛ اما رویابین، محدود می کند، جلوی عمل فرد رو می گیره و به این ترتیب، فرصت تجربه کردن و آزمودن و مهارت پیدا کردن از فرزند گرفته می شود.

مادرها و پدرهای ایرانی حتی تا دانشگاه هم دخترهاشون رو می برند و می آورند؛ و چنان محدودشان می کنند که دختر بیچاره اصلا هیچ توانایی برای روبرو شدن با چالش های واقعی زندگی به دست نمی آورد.