تحلیل رویای گرسنه بر مزار پدربزرگ همسرم

تحلیل-گرسنه-مزار
تلاش

صنم: خواب دیدم که بابابزرگ همسرم فوت کرده(در واقعیت بابابزرگ شون چند ساله که فوت شُدن) من و همسرم داریم میریم مجلسِ ش که غذاشو بخوریم ولی کسی نلراحت نبود کلا اینگار طبیعی بود وقتی وارد میشیم میبینم که جاری م و مادرشوهرم کنار هم نشستن بچه م بغل م بود همینطور که به سمت شون میریم از دور میبینم که جاری م میگه چه بچه نازی . در صحنه بعد مییینم که کنار مادرشوهرم نشستم و جاری م هست و بچه بغل م هست نمیتونم غذا بخورم بعد که غذاشو تموم کرد بازم اعتنایی نکرد که من غذامو بخورم جاری م که جلو ما نشسته بود یه جوری عجیب اینگار که کنارش اینه جلو ماشین وصل بود از آینه نگاه کرد ببینه مادرشوهرم اعتنامیکنه یا نه یه جوری که اینگار مطمین بشه اعتنام نمیکنه.

از اونجا صحنه بعد سر مزار بود من و همسرم تو ماشین بودیم اینگار دوتامون گرسنه بودیم من ناراحت بودم گفتم دیگه برنمیگردیم غذا بخوریم ؟ اونم فکر میکنم گفت میریم دقیق یادم نیست .

 

تحلیل خواب:

بچه در آغوش شماست. در آغوش گرفتن نماد مراقبت و همبستگی است. نوزاد نیز نماد ثمره ای است که آن را می پرورید و رشد می دهید. بنابراین، صحنه در آغوش داشتن فرزند یعنی پرورش و مراقبت از و اینجا یعنی توسعه یک خصوصیت رفتاری. به راستی شما در حال رشد و مراقبت از کدام ویژگی رفتاری هستید؟ به شما می گویم، خصلتی که از همسرتان وام گرفته اید و او نیز از پدربزرگش به ارث برده است. شما دارید خصوصیتی را در خودتان رشد می دهید که در اثر همنشینی با همسرتان آن را عاریه گرفته اید. اما، آن خصوصیت چیست؟ .. ایده ای ندارید؟

رویای شما با حضور در ماشین همسرتان و حرکت به سمت مجلس متوفی شروع می شود و با حضور در مزار او خاتمه می پذیرد.. آنچه شما قصد خوردن آن را دارید، چیزی است که تحت تاثیر آن قرار می گیرد و شما در صحنه آخر کاملا مشهود است تحت تاثیر گرسنگی همسرتان در سر مزار پدربزرگش قرار گرفته اید.

در رویا، انتظار دارید دیگران به شما کمک کنند؛ اما واقعیت این است که حق گرفتنی است، حق دادنی نیست. شما باید بیاموزید هنر اداره امور و رسیدن به اهدافتان را داشته باشید. کودکی که شما را از خوردن باز می دارد، دلیل گرسنه ماندن شماست، نه جاری یا مادرشوهرتان. البته جاری شما فردی گرفتار رفتار دوگانه است. انسانی که در جلوی آدم خود را فرشته نشان می دهد و در بزنگاه نیاز، به تماشای سقوط انسان می نشیند. عدم احساس مسئولیت در قبال دیگری صفت مشترک او و مادرشوهرتان است.

دوست عزیز، ابتدا خود شما باید از زیر سایه رفتار منفعل همسرتان خارج شوید و بدانید که باید برای رسیدن به حقوقتان لازم است تلاش کنید و موانع را با خوداتکایی و عزت نفس پشت سر بگذارید و بعد باید به همسرتان بیاموزید از زیر تاثیر تربیت و وراثت خانوادگی خود را خارج کند. تغییر ساده به دست نمی آید، اما با عزم و جدیت می توان چشم انداز دیگری از زندگی را به روی خود گشود.

هنگامی که در پرتو خردمندی رشد کنید، اراده زندگی تان در دستان خود شما قرار می گیرد و آن زمان چه بسا بتوانید در مسیر اصلاح رفتار مادرشوهر و جاری تان نیز حرکت کنید.