تحلیل خواب مرغ پخته را درون پوست روباه می‌گذاشتم

تعبیر_خواب-مرغ-روباه-مار
تعبیر خواب مرغ پخته درون پوست روباه

پروانه :

خواب دیدم در خانه ای بزرگ هستم. مرغی که به نظر پخته می‍امد را درون پوست روباهی قرار می‌دادم تا طعمه ای درست کنم و به وسیله آن مار سیاه بزرگی که در آن خانه بود را از بین ببرم. فکر کنم یک بار مار را دیدم. بزرگ و سیاه با دمی زنگی.

در صحنه بعد زنی را در خانه دیدم که از پله های داخلی خانه به سمت بالا می‌رفت و با من حرفی زد که مضمون آن این بود: بر فرض که مار را کشتی، این مار مثل ذوق و قریحه مردمی است که اگر آن را بکشی، این مردم را بی نصیب کردی. فکر می کردم که این زن صاحب خانه و نویسنده است.

 

تعبیر خواب :

شکی نیست که شما آدم با سیاست و اهل فکری هستید؛ می دانید برای هدفتان چگونه برنامه ریزی کنید و با طرح و نقشه جلو بروید. مشکل شما این است که هدف های متعالی ندارید. بله، سیاست ورزی، اگر با اهداف سلامت پشتیبانی نشود، به تهیگی می انجامد. حاصل همه تلاش‌ها و چسبیدن‌ها و محافظه‌کاری شما چیست؟ خور و خفت و خشم و شهوت/ شغبست و جور و ظلمت…

رویایتان زیباترین تصویری است که بنده از هرم مازلو دیده‌ام. طبق نظریه مازلو سلسله مراتب نیازها غالباً به صورت یک هرم نشان داده می‌شود. در سطوح پائین‌تر هرم، ابتدائی‌ترین و پایه‌ای‌ترین نیازها و در بالاترین سطح هرم، نیازهای پیچیده‌تر قرار دارند. نیازها از احتیاجات جسمانی و فیزیولوژیایی شروع شده، شامل امنیت، نیازهای اجتماعی، احترامی و در نهایت خودشکوفایی می‌شود.

رویای شما به دو سطح فیزیولوژیایی و امنیتی اختصاص دارد و آن زن نویسنده نماد مرحله خودشکوفایی و برتر شخصیتتان است. متوجه معنا می‌شوید؟

اجازه بدهید بیشتر توضیح دهم: مار سیاه نماد تهدیداتی است که در محیط احساس می‌کنید. رنگ سیاه مار کاملا نشان می‌دهد که قادر به شناخت ماهیت اصلی این احساس ناامنی نیستید.  چرا احساس ناامنی می‌کنید؟

حقیقت را مرغ پخته نشان می‌دهد. مرغ پخته نماد غرایز و نیازهای فیزیولوژیایی پایه است. همان تمناها و خواست‌های مادیاتی که شما به آنها پناه می‌برید. پوست روباه نیز اشاره به سپر حفاظتی دارد که گرد این دست از نیازهایتان کشیده اید. می‌کوشید با سیاست‌ورزی و درایت راه رهایی از اضطراب‌ها را در پرداختن هرچه بیشتر به نیازهای صرفا مادی جستجو کنید.

اما، آیا با نگاه مادی می‌توان برای روحی که در تمنای معنویت و تعالی دارد راهکاری یافت؟ صحنه بعد پرده از رازی بزرگ بر می‌دارد. آن زن نماد ماهیت واقعی شماست. یک انسان با ظرفیت‌های بزرگ که تشنه خودشکوفایی و رسیدن به بالاترین مرتبه هرم مازلوست.

دوست خوبم،‌ راهش را اشتباه می‌روید، چسبیدن به پایین هرم روح شما را آرام نمی‌کند. پس خیز بردارید. زن نویسنده از پله‌ها بالا می‌رود تا به شما نشان دهد باید سطح دیدتان را ارتقاء بخشید.به یک فهم نو از مناسبات برسید. شما نیازمند افق دید جدیدی برای رسیدن به خودشناسی عمیق هستید. ذوق و قریحه را که برآورده نکنید، آیا عطش روح سیراب می‌شود؟

آنچه شما نیاز به آن دارید،‌ شجاعت خروج از امنیت مادی و حرکت در مسیر خودشکوفایی است. حتی اگر بارها و بارها شکست بخورید،‌ ارزشش را دارد. برای خودتان ارزشی بسیار بیش از این‌ها قائل شوید. آدم‌هایی که درگیر نگاه مادی هستند، هرگز لذت خیال‌انگیز مرتبه خودشکوفایی را تجربه نخواهند کرد.