تحلیل خواب لباسشویی تبدیل شد به گرم کردن غذا

Thoughtful business woman sitting on her desk at the officeغزل:

با همکلاسی های دوران مدرسه ام که سالها هم مدرسه بودیم جایی بودیم. جا برای نشستن کم بود. دیدم یک جا خالیه. ازفرصت استفاده کردم و نشستم. یهو یکی از همکلاسیها اومد و گفت من می خوام اینجابشینم.(من بغل دست دخترخاله اش نشسته بودم. اونم همکلاس دوران دبستان و راهنمایی من بود).

به زورگوییش توجه نکردم؛ اما باز با بی ادبی تکرار کرد و بعد دستم را گرفت و به زور می کشید که بلندم کنه. من مقاومت کردم، بهش گفتم: این کارا چیه؟ مادیگه بچه نیستیم. کم کم داریم ۴۰ ساله میشیم. (البته در واقع چندسال با۴۰ سالگی فاصله دارم.) اما گوشش بدهکارنبود. ازاینکه داشت منو میکشید حس بدی بهم دست داد انگار شخصیتم زیر سوال رفته بود. انتظارداشتم بقیه که شاهد بودن در برابر بی نزاکتی همکلاسی عکس العمل نشون بدن امافقط نگاه میکردن. کوتاه اومدم و علیرغم میل باطنی بلند شدم و به بقیه همکلاسی ها گفتم: خیلی از دست فلانی ناراحتم، نمی بخشمش.

صحنه بعد:داشتم لباس میریختم تو لباسشویی بشورم. یهو لباس شستن تبدیل شد به گرم کردن غذا. انگارغذاهای مختلفی بود که داشتم گرم می کردم تا آماده شه برای خوردن. انگارمهمون داشتم و هرچی تو یخچال بود گرم میکردم به همه برسه.

 

تحلیل خواب:

«با همکلاسی های دوران مدرسه ام که سالها هم مدرسه بودیم جایی بودیم. جا برای نشستن کم بود.دیدم یک جا خالیه از فرصت استفاده کردم و نشستم.»

تعبیر خواب همکلاسی

همکلاسی الفبای روابط متقابل رو مطرح می کند؛ یعنی آموختن روش صحیح مناسبات فرد با دیگری یا دیگران.

وضعیتی که مشاهده می شود همکلاسی هایی هستند که نشسته اند. نشستن هم یعنی بی عملی. بنابراین، مشاهده همکلاسی هایی که نشسته اند، یعنی رویابین گرفتار چالش در روابط اجتماعی است. مشکل رویابین مربوط به نشستن یا همان انفعالی است که در روابط اجتماعی دارد.

برای شناخت بهتر این مشکل، رفتار رویابین به کمک می آید: یک جای خالی هست و از فرصت استفاده می کند و می نشیند؛ خودش در قالب فرصت هایی که مهیا می شود تعریف می کند. مشکل رویابین عدم فرصت سازی و جایگاه سازی است. به بیان دیگر، او کسی نیست که موانع را کنار بزند و  برای خود موقعیتی را ایجاد کند و در واقع حق خود را بگیرد.

اگر به صحنه بعد دقت کنید برایتان قضیه بیشتر روشن می شود.

چالشی که به سمت رویابین می آید، در خود راهکار را دارد. هنگامی که با یک هزارپا روبرو هستیم یا باید سماجت به خرج دهیم یا آسان گیری داشته باشیم. زمانی که یک خرس یا شیر یا هر حیوانی مقابلمان قرار می گیرد قضیه همین گونه است. چالش کلید را نشان می دهد. اینجا یک همکلاسی می آید و قصد تصرف جا را دارد. او می خواهد برای خود جایگاه سازی کند.

مشکل رویابین این است که به دنبال جایی می گردد تا حضور یابد، اما اینجا رقیب می گوید یاد بگیر برای خود جایگاه بسازی.

حال به انتهای خواب برویم: رویابین دارد لباس داخل لباسشویی می ریزد. ناگهان صحنه تبدیل به گرم کردن غذا در مهمانی می شود. او همه غذاهای یخچال را دارد  گرم می کند.

در این صحنه، دو قطبی لباس شستن در برابر گرم کردن غذاها برای مهمانان نشان دهنده تعارض ‏درونی رویابین است. لباسها را شستن یعنی تلاش می کند وجه شخصیت مستقل و بدون نقصی داشته باشد؛ اما در عمل همین ‏تلاش برای بی نقص بودن و زدودن کاستی ها باعث می شود در دام سرویس دادن به دیگران و همیشه تر و تاز بودن بیافتد. ‏

جملاتی چون:‏

این کارا چیه؟

مادیگه بچه نیستیم

کم کم داریم ۴۰ ساله میشیم

در برابر کشش دست بیان می شود. در اینجا تکنیک کنش و واکنش برای تحلیل به کار می رود. گفتار فرد بازتابی از تحت تاثیر ‏فشار قرار گرفتن است. ‏

این کارا چیه؟ به معنای ذهنیت سردرگم فرد در شرایط فشار است.‏

ما دیگه بچه نیستیم، بیانگر این معناست که فرد باور ندارد لازم است هویت خود را در محیط اجتماعی (ما)  با مراقبت و پرورش ‏‏(بچه) رشد دهد. فکر می کند در جایگاه صحیح و بالغ خود قرار گرفته است. جمله بعدی او همین معنا را منعکس می کند:‏

کم کم داریم ۴۰ ساله می شویم. کم کم به معنای مرحله است و داریم می شویم یعنی تبدیل می شویم و سال نماد یک دوره چرخش ‏کامل زمین به دور خورشید است. ۴ عدد منطق و صفر نماد تاکید است. به این ترتیب، جمله فوق به معنای ذهنیت فرد است که ‏معتقد است در مرحله کمال چرخه عقلانیت قرار گرفته است. او خود را انسانی عاقل و فرزانه می پندارد. ‏

در حقیقت، گره او را می توان به وضوح دید: انسانی که رفتار خود را کمابیش بی نقص پنداشته و در تعاملات گمان می کند بر ‏مسند صحت نشسته است.‏

او زمانی که تحت تاثیر چالش های ارتباطی قرار می گیرد، خود را بر حق و در جایگاه صحت می بیند و نمی پذیرد شاید لازم ‏است تغییر کند و متفاوت بیاندیشد.‏

رویابین می گوید: ازاینکه داشت منو میکشید حس بدی بهم دس داد، انگار شخصیتم زیر سوال رفته بود.انتظارداشتم بقیه که ‏شاهدبودن در برابر بی نزاکتی همکلاسی عکس العمل نشون بدن امافقط نگاه میکردن. کوتاه اومدم وعلیرغم میل باطنی بلند شدم ‏وبه بقیه همکلاسی ها گفتم خیلی از دست فلانی ناراحتم.نمی بخشمش

همکلاسی هایی که نشسته اند و نگاه می کنند، نماد بی عملی در برابر یک وضعیت عینی است. این که آدم برای مثال می بیند، ‏دیگری دارد حقش را ضایع می کند، اما به دلیل منع های درونی حاضر نمی شود از خود واکنش مناسب را نشان دهد.‏

احساس زیر سوال رفتن شخصیت ارتباط مستقیم دارد با شستن لباسها. فرد نمی خواهد گردی روی شان اجتماعی که برای خود ‏تعریف کرده بنشیند. او اگر بلند می شود و جایش را به دیگری می سپارد یا اگر غذا برای مهمان ها گرم می کند، یعنی اگر ‏انتظارات دیگران را برآورده می سازد، در پرتو همین حفظ شان اجتماعی است. ‏

حال می رسیم به تنشی که درون رویابین در جریان است: عبارت «علی رغم میل باطنی» نماد تنشی است که فرد احساس می ‏کند. هنگامی که می گوید «از دست فلانی ناراحتم و نمی بخشمش»، یعنی اگر شاهد رفتار فردی باشم که از آن خوشم نیاید، ‏حاضر به نادیده گرفتن آن نیستم. چنین کنشی طبعا رنج انسان را زیاد و آدمی را از یک تعامل سلامت با دیگران باز می دارد.‏

خلاصه کلام، گره رویابین مطلق نگری در روابط اجتماعی است. او کنش خود را کمال مطلوب می بیند و انتظار دارد به دلیل ‏رفتار بی نقص گرفتار چالش نشود. اما، الفبای ارتباط اجتماعی پویا بودن محیط ارتباطی و لزوم تعامل مبتنی بر نرمش و ‏سازگاری است.‏

هنگامی که فرد تلاش می کند جایگاه اجتماعی خود را محفوظ نگهدارد، به نوعی خویش را ملزم به گرما بخشی می کند. شاید ‏اسمش را هر چیزی بگذارد؛ اما حقیقت این است که تلاش برای بهره دادن به دیگران در غزل، ریشه در تمایل او برای حفظ شان ‏اجتماعی اوست.‏

چنین فردی به دلیل مطلق نگری، قادر به پویایی در روابط اجتماعی نیست و تحت تاثیر چالش ها و رفتار نادرست دیگران، به ‏جای اصلاح، کدورت به دل گرفته و احتمالا کنشی دفعی دارد. رویابین باید بیاموزد تعامل اجتماعی سلامت به معنای چالش و ‏رویکرد عملگرایانه داشتن است. هنگامی که بیاموزد لازم نیست دائم مراقب حفظ نقاب اجتماعی خود باشد، یاد می گیرد نیازهای ‏واقعی خود را در مناسبات اجتماعی بازیابد.‏