تحلیل خواب قاشق من زیر تخت خواب خواهر دوستم بود

تعبیر-قاشق-تخت
خوداستقلالی

مرتضی :

دیشب خواب دیدم منو دوستم، با ماشیم دوستم بیرون هستیم. ساعت ۸ غروب بود و ما انگار داشتیم به این فکر میکردیم که یه چیزی بخوریم.

من به دوستم گفتم خوب ما که قراره شام ۱۰ به بعد بریم بیرون، دیگه الان اگه چیزی بخوریم سیر میشیم. پس منو بذار خونه من یه دوش بگیرم بعد بیا دنبالم.

بهم گفت مگه باشگاه نمیخوای بری وزرش کنی ؟ گفتم که فرقی که نداره بهرحال ۱ ساعت میخواستم تمرین کنم بعد برم حموم، خلاصه همون ۱۰ اینطورا دیگه آزاد بودم…حالا الانم میرم حموم و آماده میشم، تو هم تا بری کاراتو بکنی و بیای میشه همون ۱۰.

اما ما نرفتیم خونه خودمون…رفتیم خونه پدری دوستم که من برم حموم و خودش هم رفت خونه خودش تا کاراشو انجام بده و ۱۰ بیاد. چهره دوستم تو خواب فرق داشت…یکم ته ریش داشت و کاملا آروم و ریلکس بود…

وفتی رفتم توی خونه…نه شبیه خونه دوستم بود و نه خونه خودم ! اما حس میکردم که خونه پدری دوستم هستم…رفتم توی یه اتاقی که آماده بشم برم حموم…انگار اتاق خواهرش بود…رفتم تو و یهو دیدم خواهر خودم توی اتاق هست…روی زمین نشسته بود و یه پیراهن سبز یشمی هم پوشیده بود…ازم پرسید اینجا چی میکنی ؟ گفتم اومدم برم حموم…خونه خودمون آب گرم فکر کنم خراب شده ! گفت نه…حموم خونه سالمه…من خودم اونجا رفتم حموم ! گفتم اه من خبر نداشتم که درست شده !

بعد یهو یه قاشق بهم نشون داد…گفت اینو اینجا زیر تخت پیدا کردم..گفتم قاشق نهار منه دیگه…خواهرم پرسید مگه اینجا نهار میخوری ؟ گفتم آره دیگه….میگم که خونه خودمون حموم مشکل داشت…من میومدم اینجا دیگه…گفت آها !

همین لحظه تصمیم گرفتم یه آژانس بگیرم برم خونه خودمون…واسه همین شروع کردم به دنبال شماره آژانس گشتن…و به دوستمم SMS دادم که من اینجام…اما چون حموم خونه خودمون درست شده…میرم خونه خودمون…اونجا بیا دنبالم…

خیلی عجیب بود…من مطمئن بودم که خونه پدری دوستم هستم…و میدونستم اونم همین فکر رو میکنه…که من اونجام…اما توی اتاق، خواهر من بود…و حس میکردم بیرون اتاق هم مادر بزرگ خودم هست…انگار خونه…خونه اونا بود اما اهالی خونه…خانواده خودم بودن…

همیجور که داشتم تایپ میکردم…داشتم فکر میکردم که نکنه دوستم فکر خاصی بکنه…با خودش بگه…این که الان اینجا بود…چرا یهو تصمیم گرفت بره جای دیگه و به منم داره میگه بیا اونجا دنبالم…

نکنه فکر کنه که من الکی بهشم دارم میگم بره جای دیگه…تا پیش خواهرش تنها باشم ! در صورتیکه نه تنها خواهر دوستم خونه نبود…که حتی خواهر خودم اونجا بود…

تحلیل رویا:

تا زمانی که فرد از شر یک گره خلاص نشود، بسیاری از خوابهای او همان گره را نشانه می روند. این خواب در امتداد خواب قبلی شماست. البته این بار تقلای شما برای رفتار مستقل و خوداتکا را نشان می دهد؛ منتها در پس این رفتار رگه هایی از وابستگی همچنان به چشم می خورد.

صحنه اول خواب، کنش فرد را نشان می دهد که به نحو برجسته ای تلاش دارد، استقلال رای خود را نشان دهد. عصر نماد ناشناختگی و ابهامی است که محیط را فرا می گیرد. ۸ نماد تحمل است. شما سوار ماشین دوستتان هستید. ماشین نماد منش و رفتار فرد است. اینجا، شما به ظاهر با دوستتان مخالفت کرده رای خود را صادر می کنید. شما دو بار عبارت ۱۰ و یک بار ۱ را بیان می کنید. یک نماد خود مستقل و متکی به نفس فرد است و ۱۰ یعنی ۱+۰ که صفر نماد تاکید است. به این ترتیب، همه چیز به یک بر می گردد: شما آنچه بروز می دهید و آنچه در رفتارتان دیده می شود، بیان اغراق آمیز و موکد فردی است که رفتار مستقل و به خود متکی را می خواهد نشان دهد. می خواهد بگوید معیار تصمیم گیری خودم هستم و…

در این بین با دو نماد باشگاه و دوش گرفتن روبرو هستیم. باشگاه نماد تمرین برای تقویت توانایی هاست و دوش گرفتن نماد زدودن فکرها و ذهنیات است. اما چه چیز دارد تقویت می شود؟ صحنه اول رویا نشان می دهد تلاش و تقلای شما در مسیر برونگرایی و نمایش رفتار مستقل است. آیا این به تنهایی کافیست. در حقیقت خیر، برای رهایی از رفتار شرطی شده، برای رهایی از تاثیر دیگران و به دست گرفتن سررشته زندگی نیاز به تحولی درونی است.

صحنه های بعد الزامات این تحول درونی را بر ملا می کنند.

قاشق نماد میزان تاثیر

تخت نماد راحتی خیال

صحنه اول، شما سوار ماشین دوستتان هستید. جالب است دوست شما چهره ای ریلکس دارد؛ یعنی استقلال شخصیت او محتوایی و درونی است. بنابراین، برای غذا خورد نیاز به بیرون رفتن ندارد. منظورم را متوجه می شوید؟ بیرون غذا خوردن یعنی فرد الزامات و نیازهایش را در دنیای بیرون جستجو می کند. همان طور که شاید شما به صورت ناخودآگاه تلاش می کنید شبیه آن دوست رفتار کنید و خودتان را مستقل نشان دهید؛ اما قاشق شما زیر تخت خواب خواهر دوستتان است. چقدر جالب؟!

خواهر نماد تدارک بستر و مهیا کننده است. دوست عزیز، بستر ذهنی مناسب برای استقلال را حمام خانه خودتان، خواهر خودتان و مادربزرگتان تدارک می بینند؛ اما شما بستر رسیدن به رهایی را در غذای بیرون جستجو می کنید، یعنی تحت تاثیر دیگران می خواهید خود را استوار و محکم نشان دهید. نتیجه این می شود که پنداره یا همان همهمه ذهن درونتان غوغا می کند: نکنه فکر کنه که من الکی بهشم دارم میگم بره جای دیگه…تا پیش خواهرش تنها باشم !

ثبات را درونتان جستجو کنید. ریشه استقلال و هویت محکم ما درون ما قرار دارد. اگر خواهر شما رنگ سبز پوشیده و درون خانه خودتان حمام گرفته یعنی مضامین استقلال شخصیت او برجسته و درونزا است. او در مسیر صحت رشد می کند؛ اما شما چون معیار استقلالتان در دیگران است، به نوعی تحت تاثیر واقعی یا مجازی آنها بوده و رفتارتان ثبات و صحت لازم را ندارد. بینش درونی پیدا کنید تا لازم نباشد برای اثبات خودتان ماسکی از اعتماد به نفس و خوداتکایی به صورت بزنید. بگذارید چهره شما شبیه دوستتان واقعی و بی غل و غش، واقعیت هویت شما را به نمایش بگذارد.