تحلیل خواب باغچه رشد کرد و سمفونی اذان صبح

تعبیر-باغچه-سمفونی-اذان
زن بودگی

حمیرا :

چند سال پیش خواب دیدم ،اتاق پدربزرگم تو خونه قدیمیشون هستم. (این اتاق قبلش برای پدر پدربزرگم بوده،از کل خونه جدا بود، چون محل رفت و امد مردم بوده).

در خواب دم اذان صبح بود، ولی هوا خیلی تاریک نبود ،انگار یه چیزی باعث شد که بیام بالکن،از بالکن میدیدم که تو حیاط گیاهان یه باغچه شروع به رشد کرد. البته با جزئیات زیادی میدیدم که الان دقیق یادم نیست… مثلا یه پرنده یادم مونده، ولی یه مرتبه متوجه شدم تمام درختها، گیاه ها وحیوانات با هم شروع کردن حالت ارکستر سمفونی دارن یه آواز خیلی عجیبی که تا اون موقع نشنیده بودم میخوندن،انگار به جای اذان اون سمفونی حیرت انگیز داشت اجرا می شد. صدای یه زن که میشناختمش از بین صداها میامد حالت سوپرانو، صدای خیلی گوشنوازی بود. (اون زن خیلی انسان خوبیه ولی بیماریه صرع داره ،زندگی خوبی نداره!!!)

 

تحلیل رویا :

بالکن : رهایی و خروج از اتمسفر محیط

باغچه : بستر تعریف شده برای رشد

این رویا به نحوی اعجاب آوری سوره شمس را به تصویر خیال کشیده است:

وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا ﴿٧﴾ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ﴿٨﴾ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا ﴿٩﴾ وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا

در رویای شما، اتاق پدر بزرگتان نماد باورهای جامد و کلیشه هایی است که دست و پای پرنده وجودتان را بسته است.

آن صدای زیر زنانه و اذان واقعا تصویرسازی محشری از تعالی است.

 

حمیرا: چرا آن زن؟

 

پندار نو: اولین سوالی که باید بپرسید این است: این همه گیاه و حیوان چه می گویند؟ پاسخ این سوال را که یافتید، بعد جایگاه آن زن را خواهید شناخت.

همه آن چیزهایی که دیدید، ابعاد مختلف وجود یک زن و هر کدام یکی از احساسات و غرایز بشری شما هستند.  آن صدای زیر و بی نقص زنانه در اوج سمفونی نیز بیانگر رهایی زن خلوص یافته از بندهای تقید است. قیدهایی نابجای  فرهنگ و باورهای ناسوده که ما را فراگرفته اند و فرد را از زن بودن بودگی جدا می کنند، به گونه ای که از بروز احساسات زنانه حتی در آغوش همسر اجتناب می ورزد.

باغچه در تقابل با اتاق پدربزرگتان همین دوگانگی را نشان می دهد. باغچه نمایشگر فضای امن و سلامت برای رشد ابعاد مختلف بشری است تا زنی آزاده از درون آن زاده شود و به کمال خود برسد، زنی رها از تمام قیدهایی که جز خرافه و نابجای اهریمنی هیچ نیستند.

و این رقص اذان است؟ اذان به معنای بهوش باش واقعی در مسیر اطاعت حضرت حق است؛ ومگر جز این است که خدا از ما کمال می خواهد و تعالی؟!

 

حمیرا: چند روز پیش به دیدنش رفتم، اونقدر غش کرده و افتاده جای سالم تو بدنش نبود. تمام دندوناش شکسته بود، صورت ور کرده. باید مواظب پدر مادر سکته کرده خودش که از گردن به پایین لمس شدن باشه !!!

 

پندار نو: خوب فارغ از آن زن، معنی رویا رو درک کردید. چون پیام مربوط به آن زن نمی شود… مربوط به شماست

و خوب حالا بگویید چرا آن زن در رویایی شما آن گونه تماشایی دیده شده است؟

 

حمیرا: همین رو نمیفهمم شاید پذیرش اون زن؟؟

 

پندار نو: باید روی زیبایی صدای زیر زنانه اش تامل می کردید و آن را با پرنده مرتبط می ساختید.

 

حمیرا: نمیفهمم استاد؟؟

 

پندار نو: چون در یک سمفونی باشکوه تعالی، ظریف ترین و حساس ترین ابعاد وجودی به شکوفایی می رسند، فرصت پرواز می یابند و بالاترین حد از زیبایی تماشایی بلوغ را به ارمغان می آورند. زنانه ترین ابعاد یک زن هنگام آزادی به اوج می رسد. پرنده همینجا معنا می یابد؛ یعنی فرصت پرواز یافتن و توانایی درونی نهفته خود را بروز دادن. صدای زیبا و سوپرانو آن زن نشان می دهد، هنگامی که ابعاد مختلف وجود شما به شکوفایی می رسند، لطیفترین و دلنوازترین بخش وجودتان به خودنمایی باشکوه خود می رسد.

اما، ما ازن زن یک ماکت ساخته ایم. روی این رویایتان زیاد فکر کنید زیرا به شما قدرت شکستن بندهای سنت و رسیدن به زن آزاده و تعالی طلب را می بخشد.

 

حمیرا: استاد گره کجاست؟ رویا چه مشکلی را نشان می دهد؟

 

پندار نو: بله، گره تقابل اتاق پدر بزرگ و صحنه تماشایی پرواز روح است. شما دمی از اتاق به بالکن آمدید تا این وجه مفقود زندگی را دریابید. شما کجا و آن باغچه کجا؟ آن باغچه بعد رهایی یافته شماست. شما هنوز دربند آداب و سنن و داشته های فرهنگی هستید که به گونه ای آن را روی دخترتان نیز اعمال می کنید. در واقع، بال های پرنده چیده می شود مبادا زیبایی شکوه انگیز حضورش را به تماشا بگذارد.

حمیرا: خیلی عجیبه من تقریبا همیشه عکس سنتها وفرهنگ اطرافیانم رفتار کردم و میکنم وبه همین دلیل خیلی وقتها طرد شدم !!!!

 

پندار نو: به هر حال شما وجهی از همین اجتماع هستید- وجهی که زنانگی در آن تابو است و باید پنهان شود. آیا جز این است؟ چقدر در شما آن تماشای خیال انگیز به منصه ظهور رسیده؟

 

حمیرا: بله همینه؛ ولی من سعی کردم مردونه با این قضیه مبارزه کنم.

 

پندار نو: بله خوب شما با زیباترین جوهر وجودتان کاری کردید که چند روز پیش رفتید نماد بیرونیش را دیدید. منظورم آن زن درمانده و ویران شده است. لطیف ترین بعد وجودی یک زن، چقدر در برابر این دنیا تنها و آسیب پذیر است!

 

حمیرا: تواین جامعه که زن بودن نقطه ضعفه، تا موفقیتی کسب میکنی با یه حرف یا …. مجبوری تو جامعه با این مردم خشن و…

 

پندار نو: بنابراین، شما با مرد بودن خواستید باقی بمانید. جامعه همین را می خواهد. هرچه هستی باش، فقط زن نباش.

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا. در حالی که در شما راه روح برای تعالی باز است.

 

حمیرا: جامعه می خواهد من تو خونه قایم بشم.

 

پندار نو: جامعه می خواهد شما زن نباشید. فرقی ندارد درخانه قایم باشید یا در جامعه مرد، در هر دو صورت قایم شده اید.

 

حمیرا: یه زن با تمام ظرافتهایی که داره چه طور میتونه تو جامعه ای که درس خوندن گناهه و هزار جور تهمت از طرف افراد جاهل یا حسود وجود داره …

 

پندار نو: مسئله اینجاست، زن ها می خواهند مثل مردها باشند، در حالی که باید خواستار این باشند که جامعه آنان را با زن بودنشان با زیبایی ها و ظرافت هایشان بپذیرد. مبارزه واقعی ان چیزی است که شما در رویا دیدید و گفتم راه روح است. شما اگر چنان رویایی را دیده اید، یعنی با خروج از اتمسفر فرهنگ جاری قادر به رسیدن به آن بودید

 

حمیرا: من دوست ندارم مرد باشم ، ولی … نمیدونم چی بگم؛ چون داستانش خیلی زیاده … فکر میکنم باید بیشتر فکرکنم یا به خودم زمان بدم.

 

پندار نو: خیلی خوب گفتید، احسنت به ذهنیت روشنابخشتان. به خودتان زمان بدهید…

منبع: کلاس آموزش تحلیل پازل معنایی