تحلیل خواب آسمان پرستاره

تعبیر-ستاره
خودشکوفایی

سیما: خواب دیدم که آسمان پر از ستاره خیلی درخشان شده وای خیلی زیبا به نظر می رسیدخیلی هیجانی رفتم تو ‏اتاقم خواهرم رو صدا زدم ولی وقتی دوباره برگشتیم هیچی نبود تو خواب این احساس رو داشتم که صبح شده سپیده دم ‏شده از این خاطر همه ستاره ها نا پدید شدن.‏

 

تحلیل خواب:

ستاره نماد واقف بودن، مطلع بودن است.

این خواب من رو یاد دوران نوجوانی انداخت. آن زمان چند بار خواب خورشیدی رو می دیدم که در حال طلوع است. وقتی برادرهایم را برای دیدن آن صدا می کردم، به سرعت غروب می کرد. سال ها گذشت تا تونستم معنیش رو بفهمم.

خوب، به عنوان یک ایده خوابم رو مطرح کردم. حالا دوستان لطفا بگن از خواب سیما چی دستگیرشان شده؟

 

فهیمه:

این خواب نشون دهنده عاقبت بخیری و هدایت هست

 

پندار نو:

فهیمه باید بگی طبق چه چیدمانی به این جواب رسیدی؟

 

خانم حسینی:

من فکر میکنم،میخواد به این موضوع اشاره کنه که ما نمیتونیم اون چیزی. و که واقعا درک میکنیم به دیگران انتقال بدیم

 

پندار نو:

خوب خانم حسینی خیلی خوبه اما پاسخ دقیق خواب نیست

 

خانم حسینی:

صدا زدن مثل شاید آگاهی دادن ؟؟

 

پندار نو:

شما باید دقیقا بگید داستان خواب چگونه تفسیر می شود. اینجا صدا زدن معنی دقیقترش فراخواندن و اشتراک گذاشتن است.

 

خانم حسینی:

ما درون خودمون به درک یا دریافتی میرسیم ولی وقتی اون رو با کسی که اون درک رو نداشته میگیم یا زبانا به اشتراک میذاریم اون نمیتونه درک کنه ؟؟ وبرای اون شخص وجود خارجی نداره دریافت ما؟

 

پندار نو:

شما دارید درست می گویید، اما باید این گفته تان رو مبتنی بر تحلیل صحنه های خواب بکنید. من انتظار دارم بگید: صحنه اول رویا معنیش چیه؟ صحنه دوم چیه و صحنه سوم چی داره می گه؟

منظورم از صحنه اول دیدن آسمان پرستاره است.

 

خانم حسینی:

ستاره نماد اطلاعات دریافتی ؟

 

پندار نو:

نوشته بودم، وقوف به یک موضوع. مثل آگاهی از پیچ و خم جاده. در واقع، صحنه اول داره ظرفیت ذاتی رویابین رو برای فهم چم و خم مسائل نشان می دهد.

شاید در یک حوزه خاص از دانش رویابین چنین ظرفیتی رو داره و هیجان، بازتاب درونی به منصه ظهور رسیدن این ظرفیت است. البته گفتم به صورت بالقوه چنین ظرفیتی رو داره. صحنه دوم که به اتاق می ره تا خواهرش رو صدا کنه بحث مهیا نبودن امکانات و شرایط برای به اشتراک گذاری فهمی است که در او دارد شکل می گیرد؛ اما مهم صحنه سوم است. معنی صحنه سوم چیست؟ کلید حل رویا اینجاست.

به اتفاق خواهرش می آید، اما در آسمان هیچ ستاره ای نیست…

گره داستان اینجاست که شما فکر می کنید رویابین با صبح روبرو شده، در حالی که رویابین حس می کنه باید صبح شده باشه. این صبح در ذهن رویابین شکل گرفته… و بعضی صبح ها اصلا حس و حال و هوای خوبی ندارند 😊

صبح +نبود ستاره ها

 

خانم حسینی:

یعنی فکر میکنه همه چیز روشن ولی خواهر متوجه نیست؟

 

پندار نو:

اینجا با گره درونی رویابین روبرو هستیم دوست خوبم.

 

خانم حسینی:

یعنی تبعیت از دیگران باعث از دست دادن این امکان یا استعداد؟

 

پندار نو:

توضیحتان خیلی بهتر شد. صبح واقعیتی است که رویابین برای خود می سازد. مبتنی بر این که هیچ چیزی . در آسمان (به معنای عرصه وقوع) نیست.

بخواهیم کلاف را باز کنیم:

رویابین ظرفیت هایی دارد که قادر نیست محیط پیرامون رو از ماهیت آنها مطلع کند، در نتیجه به دلیل نفی محیط گرفتار انفعال شده و فکر می کند هیچ چیز خاصی در کار نیست و او فاقد هر نوع توانایی یا استعداد خاصی است.

پس، به زمین می نشیند، زیرا در ذهن او صبح واقع همین است که می بیند، کسی صدای درون پر از استعداد او را نمی شنود، پس هیچ چیز آن درون نیست که ارزش توجه داشته باشد. در واقع به واسطه کسی که همراه اش است و فرهنگ محیط را نمایندگی می کند، حس خلاء به رویابین دست می دهد.

مفاهیم روشن است؟

 

خانم حسینی:

عالی بود، هم خواب هم تحلیلش!

 

فهیمه:

بله

 

پندار نو:

ممنون. البته البته خانم حسینی کلیت را خیلی خوب متوجه شده بود؛ اما باید به این دقت برسید که کشیدن گربه کافی نیست، باید یاد بگیرید گربه ای دقیق بکشید.

 

خانم حسینی:

من حواسم به این نبود که ستاره ها برای رویابین هم ناپدید شدن!!

منبع: کلاس آموزش تحلیل پازل معنایی