در آغوش دوست مادرم اشک ریختم

معنویاتسرور:

با سلام. دیشب خواب دیدم یکی از دوستان مادرم که ماه پیش فوت کردند، در خانه زیبایی که پر از مهمان بود و همه در آنجا رفت و آمد میکردند روی مبلی در گوشه ای با چادر سفید نشسته و فقط من متوجه حضورش در مجلس شدم. با تردید نزدیکش رفتم و با او روبوسی کردم و دیدم رنگ چشماش عسلی شده که قبلا اینطوری نبود و در آغوشش چند قطره اشک ریختم. لطفا تفسیر این خواب را برایم بگویید . باتشکر.

تفسیر:

رقص زندگی را در خویش باز یابید. احساسات زیباشناسانه شما درخور توجه است؛ اما گرایش احساسیتان سمت و سوی غمباری دارد. به جای هیجان، ریتم های ملایم و سلوک های حزن آلوده را می پسندید و در خویش بی آن که بدانید انتخابی پاییزی دارید. سرور عزیز، دنیایی از شکوه بهاری و رقص پیچکها و ایوانها در شماست، چرا باید فروپاشیدن در خود را انتخاب کنید؟
آن خانه زیبا و مهمانان سرزنده همه بوی بهار می دهند و وجه جوان، شادی طلب و پر از طراوت وجودتان را نشان می دهند. گویا غرایزتان می خواهند آکنده از زندگی، زیباترین سمفونی ها را بنوازند؛ اما قلب شما وقعی به این همه شور درون نمی گذارد و بیشتر سوی مرگ در درونتان زندگی می کند.
پیام خواب روشن است: نگاهتان را به غرایز زنده و شاداب و احساساتی که طالب تازگی ها هستند معطوف کنید. زمانی که انتخاب درست را انجام دهید، زندگی تان تغییر می کند.
اما، از سوی دیگر، پیام بیرونی خواب آکنده از تحسین نگاه معناگرای شماست. درک فرصت محبت به دیگران و توجه به آدمیت آدم ها، چیزی است که در شما تفاوتی بارز با اطرافیان ایجاد می کند. در جایی که مهمانی زیباییهای ظاهری است و آدمها می آیند و می روند و در غوغای زندگی گم می شوند، شما گلی زیبا را باز می یابید، انسانی سالمند و می روید تا در آغوش او از محبتی بی واسطه سخن بگویید.
دوست خوبم، به درکتان از معنای آدم بودگی اعتماد کنید. سلامت طبع در اعمال جراحی زیبایی و خود را عیار ۲۴ نمودن نیست، در لمس روح آدم ها و همدلی کردن با آن هاست. مراقب باشید که این بعد ارزشمندتان را گم نکنید.
به اختصار اگر بخواهم توضیح دهم، شما را آدمی می بینم که بعد معنوی غنی ای دارید و احساسات انسانیتان برایتان بسیار پر اهمیت است؛ اما نتوانسته اید تعادل مناسبی میان این بعد معنوی و شور درونتان برقرار کرده و از نظر احساسی گرفتار فروپاشی شده اید. بیاموزید انرژی مثبت و روح دلنواز شماست که می تواند دلهای غم زده را آرامش بخش باشد.

یک نظر

  1. null
    سلام خواب دیدم تو ی جمعی هستم بابام دوستش دوست خودم و خواهرم من با یکی دوست هستم تو واقعیت تو خواب انگار همه خبر داشتن خواهرم با دوستم نسبت بهش بدبین بودند بعد بابام میخواست ی جوری ثابتش کنه یهو دیدم تو بیمارستان هستم اونیکی باهاش دوستم رو تخت بیمارستان بود دوربرش چندتا پرستار بود داد میزدند ایست قلبی بعد از خواب بیدار شدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code