پشت دستبند نوشته شده بود: لا اله الا الله

ستاره:

خواب دیدم از بین هدایایی که همسرم بهم در طول زندگی داده، مقداری از آنها بدلی و تقلبیه و طلا نیست.

خواستم اونهایی را که تقلبی هست را دور بریزم. یکیشان دست بندی بود که نیمه بالاش بافت توری بدلی بجای طلا داشت که پاره پاره هم شده بود. نصفه پایینش هم چرم مشکی بود.
من خواستم قسمتهای تور بافت بدلی اش را بکنم و بعد گفتم ولش کن همشو بندازم دور که دیدم پشت دستبندم در وسطش کلمه لااله الا الله نوشته شده.
خیلی از دیدنش تعجب کردم و از دور انداختنش منصرف شدم و از اینکه نام خدا به دستمه احساس خوشحالی و دل قرصی کردم.

به نظر شما تعبیرش چیه؟

من همسرم را دوستدارم و دلم نمی خواهد ازش طلاق بگیرم؛ اما اون واقعا آدم ظالمیه. منم گیجم و نمی‌دونم دقیقا باید چه کنم که بعدا پشیمون نشم.

باز هم دنیا دنیا ازتان ممنونم.

تفسیر:

حقیقت برای شما آشکار است. با صغری کبری چیدن خودتان را فریب ندهید.

عبارت «لا الله الا الله» حکم طلای ناب جهان عقل را دارد. محتوای خالص آن می شود: «می دانم». می دانم حقیقت چیست، فریب هیچ بدلی را نخورده و از میان زرق و برق دنیا چشمانم و قلبم گواهی  می دهد، خدایی یگانه هست. در رویا، لا الله الا الله یعنی فهم خالص حقیقت.

اما، در رویای شما، طلا با بدل ممزوج شده و همچنین چرم با توری کهنه و بی ارزش. واقعیت دنیا  نیز همین است، شرک همچون توری یا شاخه ای ناسوده گرد حقیقت تنیده می شود. عیسی پیام توحید می آورد و از او  خدایی می سازیم.

جالب اینجاست که شما این دوگانگی را درک نکرده و دستبند را به دست می بندید. به این ترتیب، قدرتتان برای تغییر را قفل می کنید. کار دستبند مگر جز این است که محدوده عمل ما را مشخص می کند؟ زمانی که دستبندی از اصل و قلب به دست دارید، یعنی قادر به تفکیک میان حق و باطل نبوده و در نتیجه نمی دانید پیش بروید یا پس. سرانجام چنین تعلیقی نیز مشخص است.

طلاهای اصل  را از قلب جدا کنید، چرم را از بافته پوشالی تفکیک کنید، حق را از باطل باز شناسید و خود را بیش از این فریب ندهید. بر مبنای مستندات احکام عقلی را بشناسید و تصمیم بگیرید. صدای گوساله سامری فریبتان ندهد!

در رابطه با همسرتان توصیه می کنم، عزت نفستان را مخدوش نکنید. درست است ایشان را دوست دارید و این بسیار ارزشمند است، اما اگر در او تمایلی به بازگشت دیدید، برایش مشخص کنید طلای ناب می خواهید، تمامیت قلبش را و انسانیتش را.

۲ نظر

  1. درود

    سپاس گذارم بابت وقت و انرژی که برایم گذاشتید.
    ان شاالله بتوانم جبران کنم .
    همیشه در نمازهایم دعاگویتان هستم و خواهم بود.

    تصمیم گرفتم برای طلاق اقدام قانونی کنم.
    شمارا نیز در جریان امر مرتب قرار خواهم داد؛ چون فکر میکنم فرستاده خدایید برایم و در این مسیر دشوار راهنمای خوبم هستید.

    علی رقم همه بدی ها و بی مهری هایی که بهم شده نمیدانم چرا نمیتوانم متنفر باشم ازشون و با همه دلخوری ام هنوز همسرم و پدر و مادرش را دوست دارم.
    خدا کمکم کنه تا بتوانم زودتر تکلیفم را مشخص کنم و هر چه صلاحمه انجام بدهم.

    من میخواهم راجب ریز مشکلاتم با شما مشورت کنم . شنیدن دیدگاه و نظرتان برایم مهمه. ایا شماقادر به پاسخگویی ایمیل هایم هستید؟
    ازتان خواهشمندم همراهیم کنید. برایتان ایمیل خواهم زد و در ان شرح مختصری از مشکلاتم را خواهم گفت.

    سپاس مجدد و فراوان

    • ستاره عزیز، در شریعت های معنوی طلاق آخرین گزینه و در واقع، بدترین انتخاب درست است.امیدوارم به آنجا نکشد. اما، با توجه به کلیت صحبت هایتان و حالت بی تفاوتی همسرتان، اقدام شما می تواند یا امیدوارم این طور باشد که بتواند ایشان را از خواب بیدار کند. گاه یک سیلی محکم آدم خواب زده را هوشیار می کند تا از افتادن در گرداب رهایی یابد.
      این که شما نمی توانید متنفر باشد، بسیار هم خوب است. تنفر جزو صفاتی است که زیبنده انسان نیست. اگر هم کسی را نفی و رد می کنیم، بیاموزیم نفرت نباید در قلب مقدس انسان جایگاهی داشته باشد. حتی پیامبران نیز هنگامی که طلب عذاب برای امت ها می کردند،هرگز در کلامشان و طلبشان بوی نفرت به مشام نمی رسید.
      این گونه باشیم 🙂
      درباره ایمیل هم در حد بضاعت در خدمتم. البته توصیه می کنم، یه مشاور خانواده ماهر و خوشنام پیدا کنید و از همراهیشون بهره مند بشید. بیایید تخصص صاحب فن رو نادیده نگیریم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code