مسلسلی در دستم بود

DN-ST-88-00621علی:

در محله مان بودم. مسلسلی در دستم بود که با نگرانی می گفتم این در دست من چکار می کند. می ترسیدم دست روی ماشه برود و کسی ناخواسته آسیب ببیند. خشابش را در آوردم؛ اما باز هم نگران بودم نکند گلوله ها گرم شده و منفجر شود. پس، گلوله ها را نیز در آوردم و در مشمایی گذاشتم تا گوشه ای قایم کنم.

تفسیر:

قدرت نه گفتن را بیاموزید. گاه لازم است به صورتی مستمر و قاطع به خواسته ای نه گفت تا مهار شود.

مسلسل وسیله ای برای شلیک پشت سر هم گلوله به سمت دشمن برای نابودی آن است. مسلسل نماد نفی یا رد متوالی به چیزی است تا بتوان از این طریق آن را کنترل یا حل کرد. فرض کنید فرزندتان از شما خواسته ای نادرست داشته باشد که هر از چند گاه آن را مطرح می کند. پاسخ های محکم و بدون اغماض شما راه را بر تحقق خواسته نامطلوب او می بندد.

اما، دلنگرانی های شما حالتی اغراق آمیز دارد. یکی از ویژگی های ابزارهای جنگی امکان کنترل آن هاست. دلنگرانی های شما عدم اعتماد به نفستان را نشان می دهد. سلاحی را که می توان با آرامش خاطر در دست گرفت و به کمک آن مشکلات را حل کرد، در دستان شما بدل به معضلی استرس زا می شود که به دنبال راهی می گردید که از شر آن خلاص شوید.

دوست خوبم، در فضای زندگی (نماد محله) گاه لازم است ما استحکام شخصیت کافی برای برخورد کردن با زیاده خواهی های دیگران را داشته باشیم. دیگران باید بدانند، خط های قرمزی هست که اگر بخواهند از آن ها رد شوند، با پاسخی تنبیهی روبرو خواهند شد. ظرفیت مهار زیاده خواهی ها و کج روی های دیگران را در خود تقویت کنید. چه بسا یک نه گفتن به موقع بتواند جلوی آفات زیادی را بگیرد.

یک نظر

  1. سلام
    واقعا عالی بود . راهگشا بود .
    امیدوارم موفق باشید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code