قرآنی در دست وارد تالار شو لباس شدم

2012-Spring-Wedding-Dress-Showمهیا:

چند وقته خوابهای عجیبی می بینم. در واقع خودمم درگیر یه رابطه عاطفی هستم که از سرانجامش بیخبرم.
امروز خواب دیدم کنار ساحل یک مهمانی عظیم هست که اصلا نمی تونم فرد آشنایی رو پیدا کنم. با کلافگی خودمو به یه جای بازار مانند رسوندم و از اونجا به یه تالار باشکوه راه داشت. یهو متوجه شدم یه ادعیه قران کریم دستمه و همه جا میبرمش با خودم. وارد تالار که شدم شکوه و عظمتش منو متوجه خودش کرد. انگار یه شوی لباس بود. یه دختر مثل مدل ها یه لباس سیاه پوشیده بود با یه پارچه خاص که دنبالش تا کجا می رسید. بعد دیدم سرش یه تور گذاشتن که از سقف نگهش داشتن. واقعا با شکوه بود. به منم یه لباس سیاه دادن بپوشم بعد از اون برم.

تفسیر:

بصیرتتان کجا رفته؟ شما که می‌فهمید، چرا راه را گم کرده‌اید؟ دوست عزیزم، کسانی که برای  چشم و ابرو و قد و بالای ما و برای داشته‌های ظاهریمان به ما توجه می‌کنند، همان قدر هم برایمان ارزش قائل هستند.

ساحل آکنده از  معنای آرامش است و مهمانی محلی تا از با دیگران بودن لذت ببرید؛ اما شما هیچ آشنایی نمی‌یابید و این کلافه‌تان می‌کند. بسیار خوب، ببینیم خواب چه چیزی را دارد نشان می‌دهد: اینجا با زنی روبرو هستیم که از ارتباط طبیعی و عادی با دیگران و لذت بردن از زندگی، خود را محروم کرده است.

قرآنی که به دست دارید، سر راست اشاره دارد به این که شما دانش  کافی در زمینه علوم ارتباطی و راه و رسم زندگی را دارا هستید. آیا این گونه نیست؟

بازار و تالار شو لباس هر دو معنای عرضه داشته‌های دنیایی و مادی را می‌دهند. کسی که از طریق نمود زیبایی، ثروت یا اصل و نسب قصد دارد به ارتباط با دیگران برسد. و این  مشکل بزرگ جامعه ماست:  به جای عاطفه به احساسات توجه کرده ایم و انسانیتمان را در سطح شو رنگ‌ها و زرق و برق تقلیل داده‌ایم.

دوست خوبم، به آن راحتی مبتنی بر ساده بودن و ساده زیستی باز گردید. انسان زندگی  کنید و از انسان بودنتان و کنار ساحل و بزم آدم‌ها لذت ببرید و به آرامشی عمیق دست یابید. آن شکوه تالار و لباس سیاه بویی از عاطفه نبرده است.

۲ نظر

  1. خیلی خوشحال شدم که در فیس بوک اطلاع دادین دوباره خواب تفسیر میکنید من به تفسیرهای شما اعتقاد راسخ دارم خواب دیدم که خیلی منن آشفته کرده تصمیم گرفتم براتون بنویسم و از شما تقاضا دارم تفسیرش کنید ممنون میشم زود جوابشو برام بنویسید واقعا این خواب آرامشم رو به هم زده:
    خواب زلزله رویاییه که من هر از چند گاهی میبینم راستش دفعه آخر این خواب رو وحشتناک تر از دفعه قبل دیدم .خواب دیدم زلزله مهیبی آمد و منزل پدرم رو شدیدا تکان داد من و مادرم و پدرم از خانه زدیم بیرون خیلی های دیگه هم بیرون بودن همین طور که وحشتزده تو خیابون وایستاده بودیم و لرزش ساختمان رو نگاه میکردیم دیدم ساختمان همه اش آوار شد خیلی ناراحت شدیم نزدیک ساختمان تابلویی زده بودن محتوی این مطالب که خانه هایی در زمینهای یکی از نواحی شهر ساخته شده و آماده تحویل به مردم است پیش خودم گفتم شاید مخصوصا خودشون باعث زلزله شدن که مردم در خانه های جدید سکنی بگیرند در حر حال دوباره زلزله وحشتناک از سر گرفته شد من و والدینم فرار میکیردیم جایی رسیدم که کوهی بود که کنارش خط ریلی کشیده شده بود که در حال حرکت بود! اول مادرم و بعد من وارد اون خط ریل شدیم من موقع راه رفتن پایم میلغزد به سختی خودم رو سرپا نگه داشته بودم دوباره زلزله مهیبی آمد و سنگها بزرگی از کوه کنده میشد و در هوا معلق به سمت ما می آمد مادرم فوری خودش را کنار کشید و من همچنان محو دیدن آن سنگها بودم که دیدم یکی با سرعت طرف من می آید خودم رو با زحمت از روی ریل بیرون کشیدم تا سنگ به من اصابت نکند سنگها هیچکدام به ما برخورد نکرد در این حین خبر دادن شوهرم که در محل کارش بوده در اثر زلزله آتش سوزی شده و جانش را از دست داده خیلی ناراحت شدم همچنین برادرم زیر آوار مانده بود من و مادر به ساختمانی وارد شدیم که مردم همه آنجا پناه آورده بودن چند تا زن روی یک تخت سایه بان دار نشسته بودن انگا روی آن تخت امن باشد من هم نشستم مادرم بیرون تخت ماند به زنها گفتم به مادرم جا بدهند هر طور که بود به مادرم جا دادن ناگاه پسر جوانی آمد دست یه سر ی از افراد و مادرم رو رگفت که ببرد درمان کند منم دنبالشان دودیدم دیدم مادرم و انهای دیگر را روی پله ها خوابانده بودن و داشتن تنقیه میکردن این بود که خیالم راحت شد تو رو به خدا خوابم رو تعبیر کنید دارم از نگرانی میمیرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code