سرم را با چاقو بریدم و به آن نگاه کردم

مهبد:

با چاقو سرم را بریدم. درد و خونریزی نداشت. بعد به سرم نگاه کردم و دوباره گذاشتم سر جاش. تو آیینه نگاه کردم و گفتم: خوبه، کار می‌کنه. از این خوابم خیلی ترسیدم.

تفسیر:

از انجام کارهای مخاطره آمیز پرهیز  کنید، چون حادثه خبر نمی‌دهد. موتور سوار ماهری که میان ماشین‌ها لایی  می‌کشد، سرانجام در اثر یک اشتباه کوچک جانش را از دست می‌دهد.

سر نماد اندیشیدن است و چاقو وسیله‌ای برای جدا کردن. بنابراین، هنگامی که با چاقو سرتان را می‌برید، یعنی بدون اندیشه دست به کارهایی می‌زنید. مانند بندبازی که طناب حمایل را باز کند.

اما،‌ آیینه واقعیت را باز می‌تاباند. هنگامی که در آیینه نگاه می‌کنید و همه چیز روبراه به نظر می‌رسد، این نشان می‌دهد که اعمال مخاطره آمیزی که مرتکب می‌شوید، تا کنون باعث صدمه‌ای نشده است. بسیار خوب، خدا را شکر؛ ولی چه کسی تضمین می‌کند در آینده نیز همچنان جان سالم به در ببرید.

شاید الان با یک پک به سیگار زدن، با یک تقلب کوچک کردن، یک یواشکی بیرون رفتن اتفاقی نیفتاده باشد؛ اما حکایت آن ضرب المثل مشهور است که: یک بار جستی ملخک، بار دوم تو مشتی ملخک. پس عقلتان را به کار گیرید و خود را در معرض تهدید قرار ندهید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code