زیر چادر رنگی یواشکی بشقاب ها را یکی کرد

مونا:

سلام دیشب خواب دیدم در یک مهمانی شام فامیلی بودم و خواهرم که یک ماه پیش به رحمت خدا رفته در آن مهمانی با چادر رنگی نشسته بود و مسئول کشیدن غذا بود. برای من خیلی کم برنج ریخت و نگاهی به اطراف کرد و چند بشقاب برنج را یواشکی یکی کرد و شروع به خوردن نمود.

تفسیر:

امتیازات نامشروعی که دیگران برای خود قائل هستند، به رسمیت نشناسید. باور نکنید که دیگران حقی بیش از شما دارند و درک کنید همان قدر که آن ها مستحق برخورداری از امکانات و فرصت ها هستند، شما نیز حق منتفع شدن دارید.

در رویای شما، مهمانی نماد با هم به اشتراک گذاشتن منافع است. مهمانی فضایی همبسته را به نمایش می گذارد که همه در آن در یک سطح و بصورت یکسان از یکدیگر بهرم مند می شوند. در این بین، چادر رنگی تمایزی را نشان می دهد که خواهرتان برای خود قائل شده و در زیر ظاهر رنگی و زیبای آن، واقعیتی نامشروع را به تصویر می کشد. مسئولیت نماد تکلیف است و مسئول غذا کسی است که باید به انصاف و اعتدال در مراسم میهمانی همگان را در یک سطح برخوردار کند. بنابراین، خواب نشان می دهد فرد از جایگاه خود به نفع خویش سوء استفاده می کند.

دوست خوبم، همه انسان ها حقوق پایه ای دارند که دیگران باید آن را به رسمیت شناسند. در این بین، هستند افرادی که با زیاده خواهی به گونه ای رفتار می کنند که گویا این حق آن هاست که بیش از دیگران بهره مند شوند. برای مثال، در بحث ارثیه آنچنان رفتار می کنند که گویا عزیز دردانه مستوفی بوده و حقشان است که سهم بیشتری ببرند!

حقوقتان را باز شناسید و زیاده خواهی دیگران را حق آنان نپندارید.

۶ نظر

  1. سلام خواب من که ۳ خط بیشتر نیست

  2. سلام و تشکر از شما- خواب دیدم من و خاله و خواهر جوان مرحومم در قسمتی از دریا که با دیوار و سقف پوشیده و حالت استخر را داشت شنا میکردیم و من میترسیدم که ایشان غرق شود اما او با خنده میگفت مگر نمیدانی که ما غرق نمیشویم و شیرجه به داخل آب میرفت و بر می گشت و چندین بار و به اصرار از من خواست که با او به قسمت اعماق آب بروم اما من میترسیدم و عقب می رفتم و بعد از وحشت زیاد از آب بیرون آمدم و از خاله ام خواستم که پشت سر من راه برود و به او گفتم خواهرم مثل اینکه با من لج دارد و می خواهد مرا در آب غرق کند ودر حالی که از باریکه خشکی مانندی به طرف درب خروجی می رفتیم خواهرم شنید و گفت دیگگه باهات کاری ندارم و می روم و هر وقت ترست ریخت می آیم وبا تو به اعماق آب میروم

    • دوست عزیز، به دلیل گسترده کردن محتوای سایت و افزایش مشغله کاری واقعا فرصتی برای تفسیر خواب‌های بلند ندارم. پوزش مرا بپذیرید.

  3. با سلام و تشکر از شما- خواب دیدم من و خاله و خواهر جوان مرحومم در قسمتی از دریا که با دیوار و سقف پوشیده و حالت استخر را داشت شنا میکردیم و من میترسیدم که ایشان غرق شود اما او با خنده میگفت مگر نمیدانی که ما غرق نمیشویم و شیرجه به داخل آب میرفت و بر می گشت و چندین بار و به اصرار از من خواست که با او به قسمت اعماق آب بروم اما من میترسیدم و عقب می رفتم و بعد از وحشت زیاد از آب بیرون آمدم و از خاله ام خواستم که پشت سر من راه برود و به او گفتم خواهرم مثل اینکه با من لج دارد و می خواهد مرا در آب غرق کند ودر حالی که از باریکه خشکی مانندی به طرف درب خروجی می رفتیم خواهرم شنید و گفت دیگگه باهات کاری ندارم و می روم و هر وقت ترست ریخت می آیم وبا تو به اعماق آب میروم

  4. سلام مادرم خواب دیده که خواهر مرحومم که مجرد از دنیا رفت پشت فرمان ماشینی نشسته و در ترافیک بوده و خانمی با وی صحبت میکرده مادرم از ایشان پرسیده شما چه کسی هستید گفته من هووی دختر شما هستم مادرم گفته اما دختر من که ازدواج نکرده بود آن خانم گفته همسر من با ایشان ازدواج کرده ودر آن هنگام ترافیک آزاد شده و آنها میروند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code