خواهرم می خواست مرا غرق کند

Businesspeople standing one after anotherمونا:

من و خاله و خواهر جوان مرحومم در قسمتی از دریا که با دیوار و سقف پوشیده و حالت استخر را داشت شنا می کردیم و می ترسیدم که ایشان غرق شود؛ اما او با خنده میگفت مگر نمیدانی که ما غرق نمی شویم و شیرجه به داخل آب می رفت و بر می گشت و چندین بار و به اصرار از من خواست که با او به قسمت اعماق آب بروم اما من می ترسیدم و عقب می رفتم و بعد از وحشت زیاد از آب بیرون آمدم و از خاله ام خواستم که پشت سر من راه برود و به او گفتم خواهرم مثل اینکه با من لج دارد و می خواهد مرا در آب غرق کند. در حالی که از باریکه خشکی مانندی به طرف درب خروجی می رفتیم خواهرم شنید و گفت دیگه باهات کاری ندارم و می روم و هر وقت ترست ریخت می آیم و با تو به اعماق آب می روم.

تفسیر:

موقعیت هایی که پیش می آید تا بر ترس ها و نقاط ضعفتان غلبه کنید، به درستی تشخیص دهید. اشتباه بزرگ این است که چنین موقعیت هایی را تهدید ببینید و با رفتار انفعالی موجب تشدید کاستی هایتان شوید.

دریا نماد دنیای واقعی با موقعیت ها و تهدیدهای آن است. دریا حوزه زندگی انسان بالغ را نشان می دهد. انسانی که دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر گذاشته و به عنوان یک شخص مستقل قصد دارد مسئولیت زندگی را پذیرفته و سرنوشت خویش را بسازد. استخر نیز ماکتی امن و مهار شده از دریاست. در استخر، تهدیدات کنترل شده و خطرات به حداقل می رسند. خواهرتان نمایشگر آن بعد از وجود شماست که می خواهد بلوغ یابد و می خواهد تا شما از موقعیت ها برای آماده شدن بهره ببرید؛ اما شما از درگیر شدن عمیق در مسائل واهمه دارید. اگر فرصتی پیش می آید تا استقلال و بلوغ شخصیتتان را نشان دهید، بر عکس باعث می شود ترس وعدم اعتماد به نفستان بیشتر شده و پشت سایه هایی از والدینتان (نماد خاله) که می تواند دوستان، همکاران یا آشنایان باشد، پناه گرفته و ناتوان تر از همیشه دیده شوید.

دوست خوبم، آن بعد هوشیار و بلوغ طلب شما، می رود در ضمیر ناخودآگاه شما پنهان شود تا زمانی که دوباره شهامت کافی یافته او را فرا بخوانید و مسیر تعالی و تبدیل شدن به انسانی بالغ و کارآمد را بپیمایید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code