خواستگاری رفتن به اصرار مادر

میلاد:
به اصرار پدر و مادر (بیشتر مادر) رفتیم خواستگاری یکی از خونه های محله اطراف ولی من نمیشناختمشون. بعد از اینکه کمی نشستیم و دیدمشون مامانم رو یه گوشه صدا زدم و گفتم با اینکه خانواده خوبی هستند ولی من نمیخوام باهاشون وصلت کنم. بعد پاشیدیم اومدیم بیرون.

تفسیر:
سوره انعام/ آیه ۲۲: لئن انجینا من هذه لنکونن من الشاکرین (اگر از این ما را نجات دهی قطعا از سپاسگزاران خواهیم بود). کلمه کلیدی «لنکونن» به معنای خواهیم بود است. آیه حکایتگر افرادی است که در تنگنا با اصرار چیزی را می طلبند. در رویایتان اما زمانی که به مادر نظر مخالفتان را می گویید، شاهد هیچ مقاومتی نیستیم. ماجرا چیست؟ مادری که با پافشاری شما را به خواستگاری می برد، چرا وقتی شما ضمن تایید صلاحیت اخلاقی خانواده مقابل اعلام نظر منفی می کنید، تلاشی برای تغییر نظرتان نمی کند؟
دوست خوبم، جواب را می توان این گونه توضیح داد که اصرار والدین برای رفتن به خواستگاری ناشی ازاحساس مسئولیت در قبال شماست. آنان می خواهند شما فرصت های مختلف را مفت از دست ندهید؛ اما مخالفت نکردن با نظر منفی تان نشان دهنده عدم مداخله در امور شماست. در واقع، مادر حق فرزند برای پسندیدن یا نپسندیدن را محترم می شمرد.
رویا به شما آگاهی می دهد که ابراز نظر دیگران (به ویژه مادرتان) را نه مداخله که ناشی از احساس تعلق خاطر ببینید. پیام اصلی خواب نیز این است که شجاعت کافی برای بیان خواسته هایتان را بیابید. آنان گوش می دهند!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code