بگذار بچه‌ام بخوابد

مینا:

مجرد هستم. خواب دیدم نوزادی دارم که هم گرسنه اش بود، هم خوابش می آمد. دور خودم  و فرزندم یک پارچه سفید را مثل خیمه زدم و نوزادم به خواب رفت. انگشت شست پایش را بوسیدم. مادرم اصرار داشت بیدارش کنم و غذایش بدهم، ولی مقاومت می کردم و می گفتم: بذارین بچم بخوابه!

تفسیر:

لطفا آتش را دوباره کشف نکنید. هزاران سال است  که بشر آتش را شناخته و با بهره‌گیری از آن دنیای فعلی را پدید آورده است. نادیده گرفتن تجربه دیگران و تلاش برای این که خود آدم به نتیجه برسد، می‌تواند بسیار ناگوار باشد. تجربه نه تنها مانع دوباره آزمودن خطاها می‌شود، بلکه رمز و راز بقا نیز در آن نهفته است.

دوست خوبم، فرزند آن چیز ارزشمندی است که دارید، مثلا استعداد. و برای بلوغ آن باید نیازهایش برآورده شود. فرض کنید، صدای خوبی داشته باشید و بخواهید بدون رفتن نزد استاد و بدون هیچ راهنمایی به خواننده بزرگی بدل شوید،‌آیا بدون دانش مقدماتی چنین امری ممکن است؟

هنگامی که کودک می‌خوابد، گرسنگی‌اش را فراموش می‌کند؛ اما این بدان  معناست نیست که جسم کودک نیاز به غذا نداشته باشد. در رویای شما، مادر نماد تجارب گذشته و کهن انسان است. آنچه دیگران آموخته‌ و مسیرهایی  که رفته‌اند و بهره بردن از آن می‌تواند به ما کمک کند در مسیر درست حرکت کرده و راحت‌تر به هدف برسیم.

در این بین، شما اطراف خود و نوزادتان پارچه سفیدی می‌کشید، شبیه خیمه تا بگویید دنیای خود را دارید و خودتان بهتر می‌دانید چه بایدبکنید. آیا واقعا این گونه است؟

زمانی که شما تجربه را نفی می‌کنید، به خودتان صدمه زده‌اید. پس، دست از دشمنی با خویش بردارید و با چراغ دانش مسیر زندگی‌تان را هموار کنید.

یک نظر

  1. ممنونم 🙂
    بله درسته…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code