با همین سن، درون رحم مادرم بودم

birds-fly-to-freedom-girl-opening-cage-cool-facebook-timeline-coversزهره:

در رحم مادرم بودم؛ اما با همین سنی  که هستم، یعنی کوچک نبودم. جام تنگ بود ولی اصلا ناراحت نبودم. دیواره های گوشتی رحم مادرم که به رنگ صورتی خیلی کم رنگ بودن من رو به خودش فشار می‌داد. سعی داشتم که بیرون بیایم؛ ولی راهی برای بیرون آمدنم نبود و اصلا  احساس  ناراحتی  نمی‌کردم.

تفسیر:

اجازه ندهید دیگران زندگی شما را سکان داری کنند. سرشته زندگی خود را به دست بگیرید و مسئول زندگی تان باشید.

رحم محلی است که جنین در امنیت آن رشد فیزیکی خود را طی می‌کند. رحم جایی برای تجربه کردن و رشد عقلی نیست. بنابراین، نماد اتکا به غیر  و زندگی گیاهی می‌شود. زندگی شما تحت اختیار دیگران است. در حقیقت، این دیگران هستند که به جای شما تصمیم می‌‌گیرند و امور شما را سازمان می‌دهند. این که جایتان  تنگ است، یعنی مداخلات ریز و درشت دیگران  در زندگی عملا شما را در مخمصه انداخته است. ولی در رویایتان از فشار دیواره‌ها ناراحت نیستید؛ یعنی هنوز آن میل درونی و عمیق را برای رهایی نیافته‌اید.

جوجه پرندگان زمانی که به رشد کافی می‌رسد، درون تخم برایش حکم زندان را می‌یابد و با میلی بی‌‌نهایت ازدرون به دیواره تخم حمله کرده و از آن خارج می‌شود. دوست خوبم، برای آن که سر رشته زندگی تان را به دست بگیرید و از شر مداخلات دیگران خلاص شوید، اشتیاقی حقیقی به استقلال شخصیت بیابید. نور اشتیاق که روشن شد، راه رهای نمایان می‌شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code